سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٥٦
به دشمن بىباك نهد. اول اهل و عيال را وداع كند، بعد از آن روى به سوى جنگ و نزاع كند. نخست ترك سر بايد گفت، پس از آن پاى در راه نهادن. و كمر اجتهاد در ميان جان بايد بست، پس دست به پيكار گشادن. از شما هر كس كه بدين موجب از سر جان برخاسته اجازت است كه همراهى كند، و الّا در خانه نشيند تا آن زمان كه چاره كار ما نصرت الهى كند. فى الجمله از گزيدگان و اعيان لشكر اوزبك كه حقوق خدمت گذشته در خانواده اين حضرت و حضرت مغفرت پناهى والد ماجد ايشان قدّس اللّه روحه داشتند، موازى پنج هزار سوار خونخوار كينه گزار كه به نوك سنان جان گداز، دمار دشمنان برآوردندى، و از حوافر خيل راهوار، هنگام حمله زمين را همچو گرد بر هوا بردندى، كوه نزد حمله ايشان همچو كاه بر باد فنا رفتى، و آسمان را از نهيب صدمت ايشان بيم تزلزل بودى، در خدمت حضرت خان موافقت نموده، اتفاق كردند كه تا يك تن را جان در بدن باشد، از مصاف دشمن روگردان نگردند. و تا رگهاى ايشان را حركت باقى باشد پى استيصال دشمن تاركهاى خود را در راه توسن حضرت خان نهند. بدين موجب عهد و ميثاق نموده و از لوح انديشه ارقام خوف و بيم فرموده، روى در راه نهادند. و حضرت خان بامداد يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ[١] مستظهر و مستوثق بوده، در طريق توكل و اعتماد فرموده بيچون قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ[٢] را نصب العين ديده اعتبار و استظهار خود ساخت، و از راه چول تورت قوئى[٣] روانه گشته، بعد از چند روز به غجدوان رسيدند، و از باطن اقدس حضرت قطب الاقطاب الكاملين خواجه عبد الخالق غجدوانى قدّس اللّه روحه العزيز استمداد همت فرموده، و شرف زيارت آن مزار مقدسه دريافته، عرض نياز و افتقار خود را تازه فرمودند، و از آنجا به در شهر بخارا آمدند. داروغه بخارا كه از قبل بابر
[١] -سوره آل عمران: آيه ١٢٥.
[٢] -سوره توبه: آيه ٥١.
[٣] -م. قويوق.