سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٥١٣
يادداشتهاى مصحح
صفحه ١٠٠ سطر ١١ «و از اينجا گرفتهاند اجتهاد قاضى و مفتى و متحرى» چنين است در همه نسخهها، ليكن بنظر مىرسد كلمه متحرى در متن غلط و مصحف متجزى باشد.
متجزى اصطلاحا در برابر مجتهد مطلق به كسى اطلاق مىشود كه قادر به استنباط برخى از احكام باشد و نه همه آنها. برخى از علما درباره امكان تجزى در اجتهاد ترديد كرده و گفتهاند ملكه اجتهاد و استنباط قابل تجزيه نيست بلكه امرى بسيط است، بنابراين توانائى استنباط احكام اگر براى كسى حاصل شده به طور تمام و كمال است و اگر حاصل نشده يكسره و بالتمام نيست. مرحوم آخوند خراسانى از فقهاى متأخر ما اين نظر را قبول ندارد، بلكه معتقد است كه هر مجتهد مطلق لامحاله در ابتداى كار متجزى بوده و اجتهاد او بعدها و بتدريج به حد كمال رسيده است: «بل يستحيل حصول اجتهاد مطلق عادة غير مسبوق بالتجزى للزوم الطفرة» (كفاية الاصول) اين بحث در ميان علماى اهل سنت و جماعت نيز هست و مثلا امام غزالى مانند محقق خراسانى معتقد بوقوع تجزى است.
صفحه ١٨٥ سطر ٨ «روايت كردهاند كه هارون الرشيد ...»
اين حكايت و حكايت ديگر كه در صفحه بعد است از احياء العلوم غزالى اقتباس شده است.
صفحه ١٨٨ اين مباحث را مؤلف از احياء العلوم غزالى تلخيص كرده است.
صفحه ١٩٠ سطر ١٣ «پس اگر ايشان عددى باشند كه مذهب ايشان آن باشد كه جمعه بدان عدد منعقد گردد ...»