سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٤٧٢
شراب مست كننده" كه آن را از خارك و رطب سازند" (ص. ٣٤٣)
" نبيذ از خرما و غوره آن، يا از انگور و زبيب، يا از زبيب و خرما و مانند آن بهم آميخته، و منه الحديث انه نهى عن الخليطين ان ينبذا، و انما نهى عنه لان الانواع اذا اختلطت فى الانتباذ كانت مما يسرع اليه التغيير و الاسكار" (منتهى الارب)
خمس الخمس
يكپنجم خمس كه سهم پيغامبر (ص) است به قول اهل تسنن از خواص پيغمبر بوده كه بعد از رحلت آن حضرت ساقط شده است (ص. ٤٢١)
خناق
خفه كردن" و جايز نيست كه او را به آتش بسوزانند يا خناق كنند" (ص. ٤٢٨)
د
دار الاسلام
كشور اسلامى. مرز و بومى كه تحت مقررات و قوانين اسلام اداره مىشود.
دار البغى
سرزمينى كه باغيان برآن حاكمند" و كسى كه زنا كند در دار الحرب يا در دار البغى، بعد از آن به بلاد اسلام بيايد ..." (ص. ٣٣٧)
دار الحرب
مملكت كفار در برابر دار الاسلام.
" دار الاسلام دار الحرب نمىشود الا به اجراء احكام شركت در او" (ص. ٣٩٤)
درهم
" هر دهدرهم، وزن هفت مثقال باشد" (ص. ٢٤٠) و نصاب الفضة مائتا درهم بوزن الاسلام الذى وزن ستير،" (- شش دانه جو كه بغلهم قائمه (ص. ٢٧٦) نيست.
دست آرنج
دستاورنجن، دستبند (معين)
دينار
" هر دينارى ده درهم است در شرع" (ص. ٢٤٠)
ذ
ذراع
" بيست و چهار انگشت است و هر انگشت شش ستير، (شش دانه جو كه بغل هم چيده شود) يا گفتهاند: شش قبضه متعارف است هر قبضه چهار انگشت (خنصر.
بنصر، وسطى و سبابه) و آن را ذراع يد گويند. از ذراعهاى ديگر:
ذراع عمريه كه عمر وضع كرد.
ذراع العمل كه در زمان معاويه وضع شد.
ذراع السوداء كه در زمان هرون الرشيد وضع شد.