سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٤٣٢
باشد اضمار اسلام كرده باشد همچنانچه اظهار مىكند، و بميرد پيش از بلوغ و بيان كفر، از جمله فايزان بجنت باشد، همچو كسى كه دعوت بدو نرسيده باشد و مرده باشد. اين است سخن «انوار».
و از آنجا معلوم شد كه مذهب شافعى آن است كه اسلام صبى در احكام دنيا صحيح نيست، و موجب مؤاخذت نمىگردد كه اگر نعوذ باللّه بعد از بلوغ مرتد گردد او را احكام مرتدان باشد. و الّا لازم مىآيد كه افعال غير مكلفين موجب مؤاخذت باشد. و اين در شرع صحيح نيست.
اين است معنى آنكه اسلام صبى صحيح نيست در احكام دنيا. و از اينجا لازم نيامد كه اسلام صبى معتبر نباشد، تا صاحب «هدايه» استدلال جويد باعتبار ايمان على رضى اللّه عنه و تصحيح پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم آن را و افتخار على رضى اللّه عنه بدان. چه اصلا از آنچه مذهب شافعى است لازم نمىآيد كه صبى بايمانى كه موجب نجات اوست در آخرت از عذاب نار و موجب دخول او در بهشت افتخار نكند، و پيغامبر آن را تصحيح نكند.
(و هر كه در نقل مذهبين و استدلال صاحب «هدايه» نظر كند داند كه افترا كرده بر مذهب شافعى و عدم صحت ايمان صبى را كه در مذهب شافعى مقيد است بحكم دنيا، مطلق ساخته و برآن استدلال كرده، و اگر چنانچه مقيد مىسازد بحكم دنيا، همچنانچه مذهب شافعى است، تقرير او بتمام نيست. و دليل اصلا مستلزم مدعا نيست، چنانچه بر تمامى عارفان قواعد نظر ظاهر است فى الجمله. بعد از آن كه ما را اطلاع بر تمامى كتاب «هدايه» واقع شد دانستيم كه در بسيارى از مواضع نقل مذهب شافعى را برخلاف آن كرده كه مذهب است، و اين از عدم اطلاع او بوده بر مذهب. و الّا محمول ساختن فعل او بر تعصب از جلالت او بعيد است)[١] و اللّه اعلم.
[١] -قسمتى كه بين دو كمان مشخص گرديد. تنها در نسخه اصل موجود است و بدنبال آن نيز عبارتى هست كه قلمخورده و مفاد آن تأكيد بر عدم اعتبار كتاب« هدايه» در نقل مذهب شافعى مىباشد.