سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٤٠٩
برداشتى، و در سير رفق تمام كردى، و جاسوسان را سوى لشكر دشمن فرستادى، و مقدمات و طلايع پيش گرفتى، و پاسبانان را بر اطراف لشكر تفرقه فرمودى. و چون با دشمن برابر شدى بايستادى و دعا كردى و از حق تعالى نصرت خواستى و با جمله صحابه رضى اللّه عنهم بذكر مشغول شدى، و لشكر را خود ترتيب فرمودى، و مقاتلان را معين كردى، و در حضرت او بفرمان او مقاتله كردندى.
و در جنگ آب خنك بنوشيدى، و ميان دو زره مظاهره كردى، و در لشكر آن حضرت رايات و اعلام بودى. و چون بر قومى غالب شدى، در آن عرصه سه روز اقامت فرمودى. و چون خواستى كه بر قومى تاختن آرد انتظار كردى، اگر در ميان ايشان آواز بانگ نماز شنيدى تاخت نفرمودى. و گاه بر دشمن شبيخون كردى، و گاه در روز تاخت كردى. و سفر در روز پنجشنبه دوست داشتى. و چون لشكر فروآمدى، ايشان را چنان جمع فرمودى و برهم پيوستى كه اگر جامهاى را بر ايشان بگستريدندى همه را بپوشيدى. و صفوف را خود مرتب كردى، و در وقت قتال شجعان را از براى اقدام بدست مبارك خود تعيين فرمودى، و مىفرمودى: فلان تو پيشرو، فلان تو پسرو. و گاه در وقت لقاء دشمن اين دعا برخواندى: اللهمّ منزل الكتاب و مجرى السّحاب و هازم الاحزاب، اهزمهم و انصرنا عليهم، سيهزم الجمع و يولّون الدّبر، بل الساعة موعدهم و الساعة ادهى و أمرّ، اللهمّ انزل نصرك، اللهمّ أنت عضدى و أنت نصيرى و بك اقاتل.» و چون جنگ در پيوستى و تنور قتال گرم شدى و دشمن قصد آن حضرت كردى، به آواز بلند فرمودى:
|
انا النبّى لا كذب |
انا ابن عبد المطّلب |
|
و چون كار بسختى رسيدى دليران پناه بدان حضرت آوردندى، و از همه نزديكتر بدشمن آن حضرت بودى. و اصحاب خود را در جنگ شعارى تعيين كردى كه يكديگر را بدان شناسند. و يكبار شعار ايشان اين بود: «امت،- امت» يعنى بميران، بميران، و گاهى شعار «يا منصور» و گاه «حم، لا ينصرون».
و گاه زره پوشيدى و خود برسر نهادى، و شمشير حمايل كردى، و نيزه