سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٤٠٨
سلاح اول يقين است، و سلاح دوم صبر است.
و اما جهاد كافران و منافقان بر چهار مرتبه است: بدل، و زبان، و مال، و نفس.
و اما جهاد ارباب ظلم و منكرات و بدع بر سه مراتب است: اول بدست، و اگر عاجز شود بزبان، و اگر عاجز شود بدل.
و اين سيزده مرتبه كه جهاد است و هركه از او بىبهره بود علامت او نفاق بود: من مات و لم يحدّث نفسه بغزو مات على شعبة من النفاق. و اكمل خلق در مجموع اين مراتب آن حضرت بود، از اول روز بعثت تا روز وفات لايزال در جهاد بود، و جنوانس و عربوعجم و كوچكوبزرگ و آزادوبنده و نر و ماده را بحق دعوت مىفرمود و راه راست مىنمود، و از شرك و كفر و ضلال منع مىكرد. و چون زبان بسبب و شتم اصنام بكشيد كفار قريش بعداوت برخاستند، و چون اذى و معادات ايشان بغايت رسيد فرمان بهجرت شد؛ جماعتى بزمين حبشه هجرت كردند، امير المؤمنين عثمان با رقيّه رضى اللّه عنهما و ده نفر ديگر برفتند. باز چون حمزه رضى اللّه عنه مسلمان شد، و اسلام آشكارا گشت و در تزايد آمد، كفار در اضطراب شدند، و با يكديگر معاقدت كردند كه با بنى- مطلب و بنى عبد مناف مبايعت و مناكحت نكنند، و از مكالمت و مجالست ممتنع باشند، تا آن حضرت را تسليم ايشان كنند. و بر اين جمله نامهاى نوشتند و در سقف كعبه آويختند، دست كاتب شل شد و آن نامه را كرم بخورد، مگر جائى كه نام خدا و رسول بود. و بنو هاشم و بنو مطلب در ميان شعب محصور مىبودند مدت سه سال، تا جبرئيل عليه السلام خبر كرد كه صحيفه را كرم خورد و كفار قريش بسخن ابو طالب از سر آن گذشتند. و همچنين جهاد بزبان مىفرمود تا قتال فرض شد.
و احاديث بر فضل جهاد زيادت بر چهارصد ثابت شده، و با صحابه مبايعت مىكرد در جنگ كه نگريزند، و گاه مبايعت مىفرمود بر موت. و در امر جهاد با صحابه مشورت مىكرد. و در راه بعد از همه لشكر رفتى، و ماندگان را