سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٣٨٢
نيست، از آنجهت كه محمد بن معاويه كه راوى حديث است مجروح است باتفاق علماى احاديث. عن عمرو بن عوف رضى اللّه عنه، انّ رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم كبّر- فى العيدين فى الأولى سبعا قبل القراءة، و فى الاخرى خمسا قبل القراءة. ترمذى از بخارى سؤال كرد و گفت در اين حديث چه مىگوئى؟ گفت: ليس فى الباب شىء- اصحّ من هذا و به اقول. و چون از نماز فارغ شدى برخاستى و خطبه كردى استاده، و منبرى نبود. و در حديث وارد شده كه افتتاح خطبه عيد بتكبير مىكرد. و در راه عيد گاهى كه برفتى بهمان راه بازنگشتى بلكه براه ديگر بازگشتى. و سرّ آن مىگويند كه آن بود كه تا اهل هردو راه بر او سلام كنند، و ديگر اسرار كه از علم مردم پوشيده است و اللّه اعلم. اين است سيرت حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم در نماز عيد كه در «صراط مستقيم» ايراد كرده، چون بيان اقامت جمعه و عيد نموده شد، بيان حفظ و انكاح صغاير و ايامى كه سلطان را سزاوار است كه بنمايد كنيم، و باللّه التوفيق.
فصل چهارم، در بيان انكاح ايامى و صغيرات و صغار كه ايشان را اولياء خاصه نباشد و سلطان را ولايت ايشان باشد.
بدان ايّدك اللّه تعالى كه در حديث آمده كه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم فرمود: السلطان ولىّ من لا ولىّ له و ازين حديث مستفاد شد كه سلطان را ولايت هست بر كسى كه او را ولى خاصه نباشد. اما در اثبات ولايت سلطان محل اختلاف علما هست، و مختار در مذهب امام ابو حنيفه رحمه اللّه آن است كه ولايت سلطان بر تزويج و انكاح زنان صغيرات و اطفال صغار و مجانين و مجنونات گاهى محقق مىگردد كه ولى غائب شود بغيبت منقطعه. و در كتاب «هدايه» گويد كه چون غايب شود ولىّ اقرب بغيبت منقطعه جايز است كسى را كه دورتر است هم از او تزويج كند، و چون هيچ ولى نماند ولايت از آن حاكم است و امام. زيراكه حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم فرمود: السلطان ولىّ من لا ولىّ له، و غيبت منقطعه آن است كه او در بلدى باشد كه قافلهها بدو نرسند الّا در سالى يكبار، و