سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٣٨
دوشنبه و گاهى سهشنبه را تعطيل مىكردهاند و «رسم در زمان ابى حنيفه (نيمه اول قرن دوم) آن بود كه روز شنبه را روز بطالت مىساختهاند و مدرّس روز شنبه درس نمىگفته» و اين رسم تا روزگار فضل اللّه يعنى تا قرن دهم هجرى «در ميان ائمه بلخ» جارى بوده كه شنبهها تدريس نمىكردهاند و «بعضى از قاضيان اين روز اختيار كردهاند و بعضى اختيار روز دوشنبه كردهاند.» آنگاه فضل اللّه مىگويد كه در زمان ما قضات روزهاى سه شنبه را تعطيل مىكنند زيرا كه كارمندان دولت در آن روز تعطيل دارند و كار قضات نيز در عداد ديگر كارهاى دولتى محسوب مىشود.
گاهى فتواهاى شگفتانگيز نقل مىكند مثلا از يكى از كتب شافعيان (انوار) مىآورد كه وقتى ذمى جزيه را مىپردازد بايد در حالتى خفتبار سرپا بايستد و مسلمان كه جزيه را مىگيرد نشسته باشد و ذمى بايد خاضعانه كمر خم كند «سر پيش اندازد و پشت دو ته كند» و جزيه را در كفه ترازو بريزد و مسلمان كه نشسته است ريش ذمى را بگيرد و سيلى به گوش او بزند.
فضل اللّه بلافاصله از يكى ديگر از كتابهاى شافعيان (روضه) نقل مىكند كه اين تفاصيل را فقهاى خراسان از خود درآوردهاند «مخترع فقهاى خراسان است» و همه باطل و مردود است.
بعضى از مطالب كتاب منعكس كننده موضع خصمانه علماى اشعرى است در برابر متفلسفين و مشتغلين به علوم غيرشرعى، فضل اللّه مىگويد: «اكثر علما در اين زمانه فلسفى طبيعت شدهاند و به واسطه كثرت تتبع علوم فلاسفه قوتى در بحث پيدا كرده[١]» و عالم دين «كه در علوم فلسفى او را مهارتى نيست در بحث و اتقان سخن و آرايش آن قوت مجادله با متفلسفان ندارد». نگرانى خاطر فضل اللّه از آنجاست كه مىترسد متفلسفان با تسلطى كه در بحث و مناظره دارند علماى دين را تحت الشعاع خويش قرار دهند و احيانا يكى از آنان به سمت شيخ الاسلامى منصوب شود و نظام آموزشى كشور را زير نفوذ تعليمات فلسفى بكشاند. بنابراين هشدار مىدهد كه «منفعت علم ايشان كه اهل تفلسفند اصلا به مسلمانان نمىرسد بلكه اسلام را ضرر مىرساند» و براى اينكه جاى ترديدى در ميان نباشد
[١] -سلوك صفحه ٦٥.