سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٣٧٤
مساكين قسمت كند و جز آن را كه سلخ كردند از آنچيزى ندهد بلكه از مال خويش بدهد. و اما حديث انس آن است كه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم هفت شتر را بدست مبارك خود نحر كرد. و بعضى توهم مىكنند كه با اين حديث معارض است. جواب از آن آن است كه انس رضى اللّه عنه تمام هفت را مشاهده كرد و غايب شد، و جابر رضى اللّه عنه تمام شصت و سه را مشاهده كرد، و با تمام شصت و سه يكطرف حربه آن حضرت داشت و طرف آخرين على رضى اللّه عنه داشت، و بعد از اين شصت و سه امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه سى و هفت را نحر كرد على انفراده. و چون از نحر فارغ شد اعلام كرد كه همه زمين منى منحر است، و همه كوچه مكّه راه منحر، و نحر مخصوص نيست به بعضى اماكن.
پس حلّاق را طلب فرمود، و سر مبارك را بتراشيد، و اشاره فرمود بحلّاق كه ابتدا از جانب راست كند، چون از جانب راست فارغ شد آن موى را قسمت فرمود بر حاضران آن جانب، و اشاره فرمود تا جانب چپ را نيز حلق كند و آن را مجموع با بىطلحه داد، و از جانب راست نيز نصيبى بيش از همهكس يافته بود، و چون از حلق فارغ شد، و مردمان را هريكى را يك تار موى و دو تاره موى نصيب رسيد، ناخن انگشتان مبارك را تقليم كرد، و آن را نيز مردمان قسمت كرد، و بيشتر صحابه رضى اللّه عنهم حلق كردند، و اندك از ايشان تقصير كردند، و بعد از آن پيش از زوال بمكّه روان شد، و طواف فرمود، و آن را طواف افاضه گويند، و طواف زيارت و طواف صدر نيز خوانند. و در بعضى احاديث كه وارد شده كه طواف زيارت را تأخير فرمود تا شب پيشين، مشايخ حديث مىگويند غلط است. و چون از طواف فارغ شد، بنزديك چاه زمزم آمد، و ايشان آب مىكشيدند، ايشان را گفت: اگر نه آن بودى كه كسان بر شما غلبه كردندى من خود فرود آمدمى و آب با شما از چاه بركشيدمى، و شما را بر سقايه اعانت كردمى، پس يك دلو برآن حضرت عرض كردند، تناول كرد، و ايستاده بياشاميد. و استادن آن حضرت در حالت شرب يا از براى جواز يا از براى ضرورت و حاجت بود.
و آن حضرت بر ناقه سوار بود كه طواف مىكرد، و سبب سوار شدن بعضى مىگويند