سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٣٦٨
اين حج ترا نقصى نيست، هر عملى كه حجاج مىكنند بكن اما طواف كعبه مكن.
و پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم در سرف صحابه را فرمود كه هر كس كه هدى همراه ندارد و مىخواهد كه نسك خود را عمره سازد روا بود، و هر كه هدى همراه دارد او را روا نبود. اما چون مكه رسيد امر فرمود بطريق جزم و وجوب كه هر كه هدى همراه ندارد و نسك خود را عمره سازد از احرام حلال شود، و هر كه هدى دارد بر احرام خود مقيم شود. فرمود: اگر من نيز هدى داشتمى حلال مىشدم. و پيش از دخول مكه بذى طوى رسيد و آنجا نزول فرمود، شب يكشنبه پنجم ذى حجه، و نماز صبح را آنجا گزارد و غسل كرد و بعد از طلوع آفتاب بزمانى از راه حجون به شهر مكه درآمد.
و چون بباب بنى شيبه رسيد و كعبه را مشاهده كرد اين دعا خواندن گرفت اللهم زدبيتك هذا تشريفا و تعظيما و تكريما و مهابة و در بعضى روايات آن است كه چون نظر مباركش به كعبه افتادى دستها برداشتى و تكبير گفتى و اين دعا برخواندى: اللّهم انت السّلام و منك السّلام حيّنا ربّنا بالسّلام، اللّهم زد هذا- البيت تشريفا و تعظيما و مهابة و زد من حجّه و اعتمره تكريما و تشريفا و برّا. و چون به مسجد درآمد راست به سوى كعبه روان شد و به تحيّت مسجد گزاردن مشغول نشد. چون برابر حجر الاسود رسيد استلام كرد و رفع يدين بكرد و افتتاح بتكبير نكرد چنانچه جهّال مىكنند و شروع در طواف كرد و خانه كعبه را برطرف دست چپ خويش گذاشت و در هيچ مكانى دعائى مروى نيست كه به اسناد صحيح ثابت شده باشد مگر ميان هر دو ركن يمانى و حجر الاسود كه آنجا مىفرمود:
ربّنا آتنا فى الدنيا حسنة و فى الآخرة حسنة و قنا عذاب النار. و در سه طوفه اول بتعجيل مىرفت و گامها را نزديك نزديك مىنهاد، چنانچه كشتىگيران مىروند و رداى مبارك را فردى بغل راست بيرون آورد و بر بالاى دوش چپ انداخت و در چهار طوفه اخير آهسته رفت و هر نوبتى كه برابر حجر الاسود رسيدى اشارت فرمودى بحجر الاسود بچوبى كه در دست داشت و آن چوب را بوسه دادى و آن چوب عصائى بود كوتاه سر كج و در برابر ركن يمانى اشارت كردى بركن. اما