سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٣٥٠
و اصطبل حرز دواب است همچو جائى كه گوسفندان را در آن مىخوابانند، نه جامه و نقود. و كاهدان حرز كاه است نه دانهها و ظروف و فراشها. و صفه خانه و صحن او حرز ظروف است و جامههاى بىبها نه نقود و زيورها، و صفه حرز فرش، و صندوق حرز نقود، و سقط حرز جامهها، و خزانه حرز آنچه در او مىنهند از اموال، و بام خانه حرز هيزم و قصيل و كاه، و اطراف نهرها حرز درختان، و درهاى خانه حرز چوبهاى او، و هرچه حرز نوعى باشد، حرز چيزى است كه مادون او است. و خانهاى كه منفصل باشد از عمارات حرز نيست اگر در او كسى نباشد يا باشد و بخواب باشد، و اگر بيدار باشد حرز است. اين است شروط مال مسروق كه قطع بدان شروط لازم مىآيد.
و اما سرقت؛ او عبارت از فراگرفتن مال است بخفيه، پس قطع نيست بر كسى كه مال را عيان بردارد همچون كسى كه مال از دست كسى بربايد، يا غارت كند، يا عاريت ستاند و انكار كند. و فرق نيست در باطل گردانيدن حرز ميان سوراخ كردن ديوار و شكستن در و بركندن او و گشودن قفل. و اگر دست خود در سوراخ در برد، يا چوگانى اندازد و متاع بيرون آورد، يا ريسمانى فرستد از بام يا روزن و در سر او قلّابى باشد و جامه بيرون آورد قطع لازم آيد.
و اما شروط سارق تكليف و التزام و اختيار است، پس قطع برصبى و مجنون و مكره و حربى نباشد. و قطع لازم آيد بر مسلمانان بدزديدن مال مسلمانان و ذمى.
و اما كيفيت ثبوت سرقت؛ آن بچند چيز مىباشد:
يكى اقرار كه سارق اقرار كند بسرقت كه موجب قطع باشد و بر آن اصرار نمايد قطع لازم آيد. و يك نوبت اقرار كافى است، و اگر رجوع كند قبول كنند در حق مال. و رجوع از اقرار بقطع طريق همچو رجوع است از اقرار بسرقت. و اگر اقرار كند بسرقت مال غايب، يا گواهان بدو گواهى دهند حسبة، پس قطع لازم نيايد تا آنزمان كه حاضر شود و مطالبت كند. و او را محبوس سازند تا او حاضر گردد، و اگر حاضر شود و گويد كه مباح گردانيدم آن را بر او، قطع ساقط نگردد. و