سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٣٠١
عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه بود باجماع و اتفاق صحابه، و سبب آن بود كه در زمان حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم اصحاب همراه آن حضرت بجهاد مىرفتند و در آن كار شغف تمام داشتند. و هرگاه كه حضرت بغزا بيرون رفتى، هر كه را قوتى بودى و عذرى نداشتى بيرون رفتى، و كسى تخلف نكردى مگر بعذر، يا از آن جهت كه او را موقوف داشتى، يا منافقى بودى كه خود را متوارى ساختى و تخلف كردى از جهاد. و در زمان صدّيق رضى اللّه عنه هم مردمان بر همان طريقه زمان حضرت بودند. و چون زمان خلافت امير المؤمنين عمر بن الخطاب درآمد، اعراب از اطراف مسلمان شدند، و مردمان جافى غليظ بودند، و چون عمر رضى اللّه- عنه لشكر بجنگ كسرى فرستاد، و رستم فرخزاد از قبل يزدجرد كسرى با لشكر بىحد و شمار بطرف قادسيّه آمده بود، كه سرحد سواد عراق است و اول ديار عرب، سعد بن ابى وقاص را بامارت لشكر تعيين كرد، و باتفاق و مشاورت امير المؤمنين- على و ساير صحابه بقبايل عرب فرستاد، و از ايشان مدد خواست، و بزحمت بسيار سىهزار مرد جمع گردانيد، و خداوند تعالى فتح كرامت فرمود، و رستم كشته شد، و مسلمانان غنيمت بسيار يافتند، و لشكرها كه در واقعه حاضر بودند تمامى متفرق شدند، و هيچكس ضبط ايشان نتوانست كرد، زيرا كه هيچ ديوانى نبود كه اسم ايشان در آن ثابت باشد. و بعد از فتح سعد بن ابى وقاص رضى اللّه عنه يكسال در قادسيه بنشست، و يزدجرد در مداين بود، و ميان ايشان سهچهار روزه راه بود. و در سال آينده عمر سعد بن ابى وقاص را فرمود كه بمداين رود. و عرب معلوم داشتند كه يزدجرد را قوّتى نمانده، و چون عرب متوجه او مىگردند، طاقت مقاومت ندارد، و فرار خواهد نمود، و غنايم بسيار در دست لشكر اسلام مىافتد، هر آينه لشكرهاى قبايل كه در سال گذشته ايشان را بتكليف حاضر كرده بودند، و بزحمت بسيار سىهزار كس جمع شده بودند، در اين سال كه انديشه جنگ نبود و اميد غنيمت موجود، شصت هزار كس در اندك زمانى جمع شدند بىطلب، و همراه سعد بن ابى وقاص بمداين (رفتند[١])، و يزدجرد تاب مقاومت نداشت، فرار
[١] -اضافه از م.