سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٢٦٧
ايشان را ببخشد، و مقاسمت كند با ايشان در زراعتهاى زمينهاى ايشان و ميوههاى تاكهاى ايشان بر نصف يا ثلث يا ربع، و اين نوع از خراج بفعل پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم ثابت شده، كه چون آن حضرت فتح خيبر فرمود بعضى از زمينها را ميان غانمان قسمت كرد و منت نهاد به بعضى بر ايشان، و مناصفه كرد با ايشان در زروع آنچه منت نهاده بود بر آن تا رزق ايشان گردد.
و خراج وظيفه، صورت آنچنان است كه فتح كند امام بلدهاى را از بلاد حرب به عنوه و زور، و منت نهد بر ايشان برقاب و اراضى ايشان، و توظيف كند بر اراضى مقدارى معلوم از دراهم و دنانير يا قفيزى چند معلوم از طعام. و اين نوع از خراج بقضاى عمر رضى اللّه عنه معلوم شده، زيرا كه او چون فتح سواد عراق كرد، خواست كه اين نوع خراج بر سواد عراق نهد، صحابه بر آن راضى شدند، و انقياد كردند مگر اندكى از ايشان، و ايشان هم آخر به رأى او بازگشتند. عمر رضى اللّه- عنه حذيفة بن اليمان و عثمان بن حنيف را فرستاد تا زمين را مساحت كردند، و امر كرد ايشان را كه وظيفه كنند بر هر جريبى از جريبهاى زراعت يك درهم، و بر هر جريبى از جريبهاى زمين تاك ده درهم، و در هر جريبى از زمين اسپست پنج درهم. ايشان مساحت كردند و بدستورى كه عمر فرموده بود عمل كردند. چون بازگشتند عمر گفت با ايشان: شايد كه شما حمل كرده باشيد زمين را آن چيزى كه طاقت آن نداشته باشد آن زمين، پس ايشان گفتند: بلكه ما زمين را چيزى بار كردهايم كه طاقت آن دارد، و اگر زيادت مىكرديم هم طاقت داشت. پس عمر ساكت شد، و بر آن قرار داد در زمان صحابه و حضور ايشان. و روايت كردهاند كه عمر از آن پشيمان شد، و خواست كه زيادت گرداند. ايشان را نوبتى ديگر فرستاد، كه در هر جريبى از زمين زراعت با درهمى قفيزى از گندم زيادت كنند. و در روايتى آمده كه قفيزى از زرع آن زمين زيادت كنند. و نيز امر كرد كه بر هر زمينى از زمينى تاك با ده درهم، ده قفيز گندم نهند. و اين از باب مقادير است، و مقادير بقياس ثابت نمىگردد، و ثبوت او بسماع مىتواند بود. و آن به عمر رسيده از حديث ابو هريره. اين است سخن «محيط». و از آنجا مستفاد شد كه خراج بدو