سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٢٣٧
عشر كل[١] است لازم مىآيد، نه آنكه مؤونت زراعت بردارند، بعد از آن عشر باقى دهند يا نصف عشر، بلكه كل بايد داد قبل از اخراج مؤونتها، و همچنين قبل از اخراج مؤونت نصف عشر بايد داد. اين است سخن «شرح وقايه».[٢]
و در «هدايه» گويد كه ابو يوسف رحمه اللّه بر آن رفته كه در چيزى كه معتاد نمىباشد كه از او وسق سازند، مثل زعفران- بنابر عزت او- و پنبه، واجب است در او عشر گاهى كه قيمت او به قيمت پنج وسق برسد از ادنى آنچه او را در وسق مىسازند همچو زرت در زمان ما. و امام محمد گفته: عشر واجب مىگردد گاهى كه برسد آن چيزى كه بيرون مىآيد از زمين به پنج عدد از اعلى آنچه تقدير كرده مىشود بدان نوع او، پس اعتبار كرده شود از پنبه به پنج خروار، هر خروارى سيصد من، و در زعفران پنج من. و در عسل عشر است گاهى كه آن را از زمين عشرى يا در كوهى كه در زمين عشرى باشد حاصل كنند. و نزد ابو حنيفه واجب در عسل عشر است، خواه كم باشد و خواه بسيار. و در بعضى روايات از ابو يوسف آمده كه در عسل چيزى لازم نمىآيد تا آن زمان كه به پنج من برسد.
و هم از ابو يوسف آمده كه او اعتبار قيمت كرده. و هم از او روايت آمده كه در عسل چيزى نيست تا آن زمان كه بده مشك رسد، هر مشكى پنجاه من. و روايت از امام محمد آمده كه در عسل چيزى نيست تا آن زمان كه به پنج فرق برسد كه هر فرقى سى و شش رطل باشد. اين است سخن «هدايه».
و مقرر مذهب آنست كه نزد ابو حنيفه رحمه اللّه هرچيزى كه از زمين بيرون مىآيد غير از هيزم و نى و علف خشك، خواه بسيار باشد و خواه اندك، اخراج عشر يا نصف عشر از آن بايد كرد، خواه حبوب باشد خواه ثمار. و نزد امامين چنان است كه هرچه از زمين بيرون مىآيد[٣] (و يك سال بماند و به پنج وسق برسد، عشر يا نصف عشر از آن بيرون بايد كرد. و در «عنوان الافتا» گفته كه امام محمد در «منتقى» گفته: عشر نيست در آن چيزى كه از ادويه باشد و
[١] -متن مطابق م. اصل: كل عشر.
[٢] -اضافه از م.
[٣] -آنچه در ميان دو ابرو مشخص شده از نسخه اصل ساقط است. از م. نقل شد.