سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ١٧٧
او مىكند منكر است. پس اگر داند حاجت به تعريف نيست، و اگر نداند تعريف واجب است به لفظ بىعنفى. همچنانچه روستائى را ديد كه اتمام ركوع و سجود در نماز نمىكند و نماز نيكو نمىگذارد، بايد كه او را تعريف كند به لطف و بگويد: آدمى هميشه عالم نبوده و نزائيده عالم، و ما نيز جاهلان بوديم به امور نماز، و علما ما را در آموزانيدند، و شايد كه روستاى تو از اهل علم خالى باشد، يا عالم او تقصير كرده باشد در بيان كردن نماز از براى شما. و بدين نسق تعليم به لطف كند زيراكه ايذاء مسلمان حرام است، همچنانچه تقرير بر منكر حرام است. و هركسى كه در عوض سكوت از نهى منكر ايذاء مسلم آورد چنان باشد كه خون را به بول شسته باشد. و هيچ عاقل اين كار نكند.
درجه سيوم نهى است به وعظ و نصيحت و ترسانيدن از خداى تعالى و اخبار وارده كه دلالت بر وعيد آنكس مىكند و حكايات سلف و متقيان.
درجه چهارم دشنام و تعنيف به سخن درشت همچنانچه گويد: اى فاسق، اى فاجر، اى احمق، اى جاهل، اى مغرور، اى غبى، و بايد كه فحش نگويد، و چيزى نگويد كه متضمن نسبت او باشد به زنا و مقدمات آن و دروغ نباشد.
درجه پنجم تغيير به دست، همچو شكستن ملاهى و ريختن شراب و بركندن ابريشمينه از او و برون كردن او از خانه مغصوب.
درجه ششم تهديد و تخويف است، چنانچه گويد ازين كار درگذر و اگر نه سرت مىشكنم. يا مىگويم كه ترالت كنند و مانند آن.
درجه هفتم زدن او را به دست و پا و غير آن بقدر حاجت، و بيرون آوردن سلاح اگر احتياج بدان افتد.
درجه هشتم آنكه استمداد كند بغير اگر احتياج واقع شود. و اگر صفها راست كنند و مقاتله كنند، حكم دفع صائل دارد، و در آن باب مذكور شده.
اين است درجات احتساب بوجهى كه در «احياء علوم» ياد كرده.
و در كتاب «محيط» ذكر كرده كه كسى كه خواهد كه نهى كند قومى را از فسّاق مسلمانان از منكرى و غالب راى او آن باشد كه كشته مىشود، و زخمى