سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ١٥٣
و اگر محبوس گويد كه من بىچيزم، و طلب سوگند طالب كند كه نمىداند كه او بىچيز است، پس قاضى او را سوگند دهد. اگر نكول كند محبوس را اطلاق نمايد؛ و اگر سوگند خورد، حبس او را مويّد سازد.
و اما آنچه قاضى كند با محبوس در وقت حبس؛ خصّاف در «ادب القاضى» گفته: قاضى بايد كه محبوس را بيرون نكند به آمدن ماه رمضان و نه عيدين و نه جمعه و نه صلوات جماعت و نه حج فريضه و نه حضور جنازه بعضى از اهل او، و اگر چه كفيل دهد. و در «نوادر» گفته كه از محمد بن الحسن سؤال كردند از محبوس كه پدر او يا فرزند او وفات كند او را از حبس بيرون توان كرد؟ گفت:
نى، مگر آن كه كسى نباشد كه ايشان را كفن كند كه بر اين تقدير بيرون توان كرد، و اگر كسى باشد بيرون نتوان كرد.
و خصّاف گفته كه محبوس در زندان چون خسته شود، اگر خادمى باشد او را كه خدمت او كند او را بيرون نكنند، و از براى علاج بيرون نتواند آمد، و اگر چه در زندان بميرد. و اگر خادمى نباشد او را بيرون توان كرد به كفيل.
و امام محمد گفته چراغ تواند افروخت، و اما به حمام بيرون نرود. و اگر احتياج به مباشرت داشته باشد باكى نيست اگر زوجه او يا كنيز او را پيش او گذارند پوشيده. و ابن شجاع در «نوادر» گفته به روايت (از حسن بن ابى مالك و حسن بن ابى مالك روايت كرده از ابى يوسف ابو يوسف روايت كرده)[١] از ابى حنيفه كه محبوس را منع كنند از وطى حراير و كنيزان، زيرا كه زندگانى بىوطى مىتوان كرد، به خلاف خوردن و آشاميدن. و صدر الشهيد گفته كه در كسب كردن محبوس اختلاف مشايخ است، بعضى گفتهاند منع نكنند زيرا كه هردو جانب را در آن فايده است. و بعضى گفته منع كنند. و آن اختيار شمس الائمه سرخسى است. و قاضى القضات گفته: فتوى امروز برآن است كه منع نكنند او را از اكتساب، و منع كنند او را از وطى و ساير تنّعمات و اللّه اعلم. اين است كيفيت مرافعه در مذهب حنفى.
[١] -اضافه از م.