سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ١٥١
بيّنه از مدعى طلب نمايد. و احكام بيّنه در كتاب شهادات مذكور و معلوم است.
چون بيّنه تمام شود، تعديل و تزكيه نمايد. و اگر تحليف بايد كرد تحليف كند.
و بعد از طلب مستحق به مقتضاى آنچه فتواى مذهب باشد حكم شرعى نمايد.
و چون ثابت شود بر مدّعى عليه آنچه مدّعى دعوى مىكند به اقرار يا به بيّنه، پس قاضى او را حبس نكند ما دام كه طلب نكند مدّعى حبس او را.
همچنين گفته خصّاف رحمه اللّه. و شريح گفته: حبس كند. و گاهى كه طلب كند مدّعى حبس او را پس قاضى بايد كه تأنّى نمايد در حبس او و تعجيل نكند، و امر كند او را به خروج از حقّ او، پس اگر نكند و مدعى بازگردد و طلب حبس او كند. در «غريب الروايه» گفته است كه حبس نكند ما دام كه دو گواه گواهى ندهند بر غناى او. و در ظاهر روايت آن است كه حبس كند او را هرگاه كه طالب طلب حبس كند. ليكن خصّاف رحمه اللّه تسويه كرده ميان دين ثابت به اقرار و ميان دين ثابت به بيّنه. و مذهب نزد ما آن است كه در اقرار، حبس نكند در اوّل وهله و در بيّنه، حبس كند. و چون وقت حبس آيد آيا قاضى از مدّعى عليه پرسد كه مالى دارى يا نى؟ خصّاف رحمه اللّه گفته: صواب آن است كه حبس نكند تا آن زمان كه بپرسد از او كه مالى دارى يا نى؟ اگر اقرار كند كه مالى دارد او را حبس كند. و اگر گويد: مالى ندارم سزاوار است كه قاضى بگويد با طالب كه از براى او مالى اثبات كن تا او را حبس كنم. و اين مذهب بعضى از قضات است.
و اگر مديون طلب كند از قاضى كه سؤال كند از مدعى از يسار و اعسار او، سؤال كند قاضى به اجماع. و چون مديون از قاضى سؤال كند و قاضى از داين، و داين برآن باشد كه او مالدار است و مديون بر آن باشد كه او مال ندارد، خصّاف گفته: قول قول مديون است زيرا كه عسرت اصل است در بنى آدم، و مديون متمسك است به اصل. و اگر يك عدل يا دو عدل از اعسار او اخبار كنند پيش از حبس، از محمد رحمه اللّه در آن دو روايت است: در روايتى آنكه قاضى او را حبس نكند. و ابو بكر محمد بن فضل بدين فتوى داده و آن قول اسمعيل بن حمّاد است از ابى حنيفه رحمه اللّه. و فقيه ابو بكر اسكاف گفته كه عامه مشايخ ماوراء النهر