سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ١٤٩
«عيون» آورده كه چون مخاصمه نمايند به قاضى برادران يا پسران عم، سزاوار است كه ايشان را اندكى مدافعت نمايد، و تعجيل نكند به قضا ميان ايشان، زيرا كه قضا اگرچه بر حق است، گاه هست كه سبب عداوت ميان ايشان مىگردد. و صدر الشهيد گفته: اين مخصوص به اقارب نيست بلكه ميان اجانب نيز سزاوار است كه همچنين عمل كند. امام ظهير الدين مرغينانى گفته گاهى كه قاضى طمع كند در اصلاح خصوم به آنكه انفاذ حكم در ميان ايشان نكند نيكو باشد، زيرا كه عمر رضى اللّه عنه فرموده: خصوم را ردّ كنيد شايد كه صلح كنند. و امام- ابو يوسف رحمه اللّه گفته كه من برآنم كه بيش از يك دو نوبت ردّ ايشان نكند اگر طمع صلح باشد، زيرا كه در زيادت اضرار مستحق است، و اگر انفاذ حكم كند بىتردّد او را مىرسد.
و سزاوار است كه قاضى عذر خواهد به سوى كسى كه ترسد كه در نفس او چيزى پيدا گردد در مجلس او، و تفسير كند از براى خصم، و وجه قضا را بيان كند، تا بداند كه قاضى حجت را فهميده و قضا بعد از فهم كرده، زيرا كه شايد كه او را متّهم سازند به غفلت.
و سزاوار است كه بر بالاى سر قاضى جلوازى واقف باشد، و جلواز كسى است كه مردم را از بىادبى منع كند، و چون خصمان بيايند جلواز بگويد: كدام از شما مدّعىايد؟ آن كس كه مدّعى است بايد كه سخن گويد. و مردمان در اين امر اختلاف كردهاند، بعضى گويند: سزاوار آن است كه قاضى ساكت شود تا مدّعى سخن گويد، و سؤال از دعواى او نكند. و خصّاف رحمه اللّه گفته: سزاوار است كه سؤال كند، زيرا كه مجلس قضا مجلس به هيبت است، پس هر كه مثل آن مجلس نديده متحيّر مىگردد، پس بايد كه سؤال كند از او تا قادر شود بر دعوى. و از امام محمد بن الحسن رحمه اللّه روايت كردهاند كه قاضى اختيار دارد اگر خواهد سؤال كند همچنانچه رأى خصّاف است، و اگر خواهد ساكت شود.
و گاهى كه دعوى كند فراگيرد قاضى يا كاتب او بياضى را، پس بنويسد دعوى را در آن رقعه به لفظه، زيادت نگرداند بر آن و ناقص نسازد، و اگر فارسى