سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ١٤٣
باشد. و اگر متعذر باشد اجتماع اين شروط، پس والى سازد امام فاسقى را يا جاهلى را، قضاى او نافذ مىگردد للضروره. اين است كلام «انوار».
امّا بيان آداب قاضى بعد از نصب در مذهب حنفيّه؛ در «هدايه» گفته كه كسى را قاضى سازند نظر كند در ديوان قاضى كه پيش از او بوده، و آن خريطهاى چند است كه در او سجلّهاست، و مراد از سجلّ كتاب حكم است، خواه آن بياضها از مال بيت المال باشد يا مال خصوم يا مال قاضى. ديگر نظر كند در حال محبوسان پس هر كسى كه اعتراف كند بحقى لازم گرداند آن حق او را، و آن كسى كه انكار كند قبول نكند قول معزول را بر او مگر به بيّنتى، و اگر كسى بيّنه اقامت نكند، تعجيل ننمايد به گذاشتن او تا آن زمان كه ندا كند بر او و نظر كند در امر او. و نظر كند در امانتها و وقفها كه در دست قاضى سابق بوده، و عمل كند بدو برآن چيزى كه قائم شود برآن بيّنه، يا اعتراف كند بدو صاحب يد، پس آن را تسليم مقرّ له اول كند. و از براى حكم در جائى ظاهر بنشيند تا جاى او بر غربا پوشيده نگردد، و در مسجد نشيند و مسجد جامع اولى است، و اگر در خانه نشيند باكى نيست. و قبول هديه كند از خويش و قوم خود كه محرم باشند و از كسى كه پيش از قضا معتاد بوده باشد كه او را هديه مىداده، و اگر ايشان را خصومتى باشد قبول هديه ايشان نكند، و همچنين اگر زيادت از معتاد آورند. و حاضر نشود در هيچ دعوتى مگر دعوت عام. و دعوت خاصّه آن است كه اگر صاحب دعوت داند كه قاضى حاضر نمىشود آن دعوت نكند. و به جنازه حاضر شود، و عيادت مريض بگويد، و مهمانى نكند يكى از خصمان را بىآن ديگرى، و چون هر دو خصم حاضر گردند ميان ايشان برابرى كند در نشستن و اقبال بديشان نمودن و اشارت و نظر، و با يكى پوشيده سخن نگويد و اشارت نكند، و او را تلقين حجّت نكند، و در روى يكى نخندد، و مزاح با يكى نكند، و گواه را تلقين نكند كه با او گويد كه همچنين و همچنين گواهى مىدهى. و امام ابو يوسف رحمه اللّه مستحسن شمرده اين تلقين را در غير موضع تهمت. اين است سخن صاحب «هدايه».