سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ١٣
شوشترى افتاد كه در ردّى كه بر كتاب او نوشته به انتقامجوئى برخاسته و در اين قبيل حملههاى سرد و خنك و دور از حرمت علم و ادب گوى سبقت را از او ربوده است چنانكه وى را «الفضول السفيه المعدود فى خفافيش العمى و خوافيه فضل بن روزبهان الذى يخرج فضلته من فيه ...[١]» مىخواند و كار بدزبانى و ناسزاگوئى را به جائى مىرساند كه حتى بر مادر فضل اللّه ابقا نمىكند و به سراغ آن زن بيچاره كه سالها پيش در سفر حج مرده و لاشه مسكينش در ديار غربت خاك شده بود مىرود:
«الحمد اللّه الذى فضح الناصب و رفع عنه الامان و اوضح سوء عاقبته على اهل- الايمان حيث طرده من ايران و اماته فى النيران اعنى مظهر القهر من بلاد ماوراء النهر و وفقنا لدفع شره الذى اورثه لاهل النهر اعنى نسخ كتابه الذى يشهد على امّه بالعهر ..[٢]» كه بايد گفت الحق، منتهى درجه انحطاط در بحث علمى از هردو جانب به ظهور پيوسته و بهتر است بيش از اين قلم خود را به نقل پردهدريهاى دلآزار آنان آلوده نسازيم[٣].
بازگرديم بر سر سخن خود درباره زندگى و آثار فضل اللّه، وى پس از مهاجرت به ماوراء النهر به دربار ابو الفتوح محمد خان شيبانى (شيبك خان) پيوست.
در سفر جنگى كه شيبانى به عزم حمله بر قلمرو قزاقهاى شرق سيحون در پيش گرفت فضل اللّه همراه اردوى خان بود و گزارش وقايع اين سفر را در كتابى بهنام «مهماننامه بخارا» فراهم آورد. اين كتاب با داستان بازگشت شيبك خان به سمرقند و عزيمت وى به طوس و مشهد (٩١٤) بپايان مىرسد و از خاتمه كار شيبك خان و قتل فاجعهآميز او به دست شاه اسمعيل (٩١٦) خبرى در آن ديده نمىشود.
پس از محمد خان شيبانى، فضل اللّه به عبيد اللّه خان حاكم بخارا پيوست و كتاب حاضر را بهنام او نوشت. اين كتاب در ٩٢٠ بپايان رسيده و از آن پس تا
[١] -احقاق الحق جلد اول صفحه ١٦، تهران ١٣٧٦ قمرى.
[٢] -احقاق الحق جلد دوم صفحه ١٠٦.
[٣] -بر ابطال الباطل فضل اللّه، علامه شيخ محمد حسن مظفر از علماى معاصر شيعه نيز ردّيهاى نوشته است در سه جلد بهنام دلايل الصدق( دار الطباعه قاهره ١٩٧٦). در اين رديه بر پاسخگوئى مطالب فضل اللّه در قسمتى كه مربوط به اصول دين است اكتفا شده و از ورود در مباحث مربوط به اصول فقه و فروع خوددارى گرديده است.