سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ١٢٨
رحمه اللّه ابا كرد تا آن زمان كه او را پنجاه روز (و چيزى)[١] بند كردند. و مشايخ بلاد ما گفتهاند: باكى نيست تقلّد قضا نمودن كسى را كه آمن باشد از نفس خود جور را (و از غير خود منع را)[٢]، از براى آنكه صحابه و تابعيان و آنان كه بعد از ايشان بودهاند از سلف و علماء دين قبول قضا كردهاند بىاكراهى.
و در حديث آمده كه قاضيان سه كساند: يكى در بهشت است و دو در دوزخ؛ امّا آن دو كه در دوزخاند يكى آنكه او را علم باشد، به خلاف علم خود عمل كند. و يكى جاهل كه بىعلم عمل كند. و اما آن قاضى كه در بهشت است آن است كه او را علم باشد و به علم خود عمل كند و از مسروق رحمه اللّه منقول است كه او گفته هر آينه يك روز قضا بحق كردن دوستتر است نزد من از آنكه يك سال غزا مىكنم، و آنچه مذكور شد كلام[٣] امام محمد بن الحسن است رحمه اللّه كه در كتاب «ادب القاضى» گفته. (و در كتاب «الاقضيه» گفته[٤]) سزاوار نيست سلطان را كه بر قضا كسى را عمل فرمايد، يعنى او را قاضى سازد، الّا آن كس كه معتمد باشد در دين، و صاحب صلاح و فقه باشد، و علم به سنّت و آثار، او را حاصل باشد. و در «محيط» گفته كه علم شرط اولويّت است نه شرط جواز تقليد، چنانچه گذشت.
و در «هدايه» گفته كه باكى نيست در آمدن در قضا كسى را كه واثق باشد به نفس خود بدان كه او اداء فرض قضا تواند كرد. زيرا كه صحابه آن را قبول كردهاند و ايشان بساند كه مقتدا باشند. و نيز از آن جهت كه قضا فرض كفايه است زيرا كه امر به معروف است و مكروه است دخول در قضا كسى را كه از عجز ترسد و آمن نباشد بر نفس خود از ظلم. و بعضى مكروه داشتهاند كه كسى به اختيار در قضا در رود، زيرا كه حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم فرموده كه هر كه را قاضى ساختند او را كشتهاند بىكارد، و لفظ حديث اين است: من
[١] -اضافه از م.
[٢] -اضافه از م.
[٣] -از: مسروق رحمه اللّه ... تا كلام اضافه از م.
[٤] -اضافه از م.