دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٢ - ١ حجم و تنوع
تحميل مىشد، اين دوره را بايد يكى از مقاطع حسّاس و پُر افت و خيز جامعه شيعى به شمار آورد. شيخ طوسى با اشاره به كثرت توقيعات، خاطرنشان مىكند كه تنها بخشى از آن را بازگو مىكند.[١] اين امر، وقتى جلوه بيشترى مىكند كه برخى شواهد، نشان مىدهند عنايت ويژهاى از جمله از سوى نوّاب خاص در ارجاع دادن به فقهاى شيعه وجود داشته است تا در ميان شيعيان، آمادگى بيشترى براى آغاز دوره غيبت كبرا پديد آيد.
برخى صاحبنظران، نشانههاى اين هدف را از دوره امام عسكرى عليه السلام دانستهاند، چنان كه امام عليه السلام در توقيع معروف اسحاق بن يعقوب، در دوره نايب دوم خود، جناب محمّد بن عثمان عَمرى، در باره رويدادهايى كه پيش مىآيند، دستور به رجوع به راويان و در واقع، فقها داده، آنان را حجّت خود بر شيعيان معرّفى كرده است؛[٢] امرى كه از گذشته تا كنون به عنوان يكى از ادلّه حجّيت اجتهاد و وجوب تقليد مورد توجّه فقهاى ما قرار داشته است و در پايان اين پژوهش به آن پرداخته خواهد شد.
نيز نايب سوم، جناب حسين بن روح، براى ارزيابى كتاب التأديب، آن را نزد گروهى از فقها در قم فرستاد تا پس از بررسى نظر دهند كه چيزى از محتواى آن با نظر آنان، مخالفت دارد يا نه[٣] و آنان، همه كتاب، جز يك مسئله آن را تأييد كردند.
[١]. الغيبة: ص ٢٨٥.
[٢]. ر. ك: كمال الدين: ص ٤٨٤؛ الغيبة: ص ٢٩١.
[٣]. استاد معظّم، آية اللَّه سيّد موسى شبيرى زنجانى- دام ظلّه-، اشاره دارد كه معلوم نيست التأديب، چه كتابىاست و مؤلّف آن چه كسى است( جرعهاى از دريا: ج ١ ص ١٧٥)؛ ولى به نظر مىرسد كه اين كتاب، همان التأديب، نوشته محمّد بن احمد بن عبد اللَّه بن مهران، معروف به« ابن خانبه» است كه از آن به نام« يومٌ و ليلة» نيز نام برده شده است و به نقل نجاشى، وقتى گروهى از شيعيان، در نامهاى از امام عسكرى عليه السلام درخواست نگارش يا ارسال كتابى كردند كه مبناى عمل آنان باشد، ايشان، كتابى را فرستاد و بعد با مقابله با كتاب« ابن خانبه»، معلوم شد همان است( رجال النجاشى: ص ٩١ و ٣٤٦، فهرست كتب الشيعة و اصولهم: ص ٦٣- ٦٤) و همين مىتوانسته زمينه بررسى جناب حسين بن روح را فراهم سازد. ابنخانبه، از غلامان يونس بن عبد الرحمان بود و خود يونس نيز كتابى با عنوان يومٌ و ليلة داشته كه بر امام عسكرى عليه السلام عرضه شده و ايشان پس از ملاحظه، همه آن را تأييد كرده است؛ كتابى كه به تأييد امام جواد عليه السلام نيز رسيده بوده است( ر. ك: وسائل الشيعة: ج ١٨ ص ٧٢- ٧١، ح ٧٤، ٧٥ و ٨٠).