دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٨ - محمد بن على شلمغانى(ابن ابى العزاقر)
بخشيده بود.[١]
در زمانى كه حسين بن روح، بنا بر عللى، مخفيانه زندگى مىكرد، شلمغانى به جانشينى از او، وظايف مقام وكالت را پيگيرى مىنمود.[٢] به احتمال فراوان، شلمغانى از جهت روانى و شخصيتى، ظرفيت تحمّل موقعيت پديد آمده را نداشت.
در نتيجه، دچار غرور وخود بزرگبينى شد.
گفتنى است ابو على بن همام، نمايندگى شلمغانى از جانب حسين بن روح را مردود شمرده و گفته است:
شلمغانى هيچگاه نماينده ويژه و رابط حسين بن روح با مردم نبوده است و حسين بن روح هيچگاه او را بدين مقام نگمارده است و هر كس اين سخن را ادعا كند به خطا رفته است.[٣]
توجّه به گزارشهاى متفاوتى كه در كتاب الغيبة بدانها اشاره شده است و برخى از آنها را در متن آورديم و برخى ديگر در ادامه مىآيد، روشن مىسازد كه نزديكى و همراهى شلمغانى با حسين بن روح و حتّى پاسخگويى از جانب وى، براى مردم اين تصوّر را پديد آورده بود كه او باب و طريق حسين بن روح است، حتّى اگر اين منصب به گونه رسمى به وى اعطا نشده باشد. از جهت ديگر، اين مقام و موقعيّت، براى شخص جاهطلبى همچون شلمغانى، اين گمان را پديد آورد كه مىتواند به طور مستقل بدين كار بپردازد و از زير سايه حسين بن روح، خارج شده و خود را وكيل امام مهدى عليه السلام بخواند. رذائل اخلاقى موجود در لايههاى شخصيّتى وى، در اين دوران بروز نمود و موجب انحراف و سقوط پلّه به پلّه او گشت.
[١]. الغيبة، طوسى: ص ٤٠٣.
[٢]. الغيبة، طوسى: ص ٣٠٢ ش ٢٥٧.
[٣]. الغيبة، طوسى: ص ٣٨١ ح ٤٠٨.