دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٦ - ناهنجارىهاى رفتارى احمد بن هلال
شمرده،[١] حاكى از آن است كه عبادتهاى پيشين او نيز رياكارانه بوده تا بدان وسيله در دل مردمان، جاى گيرد.
خلاصه سخن آن كه او در اواخر عمر، به همه چيز پشت پا زد و يكسره به مخالفت با امام عليه السلام پرداخت. حسين بن روح در نامهاى كه سالها پس از مرگ او، براى اعلان ارتداد شلمغانى نگاشت، احمد بن هلال را نيز همانند شلمغانى، مرتد شمرده است:
پيشتر نيز چيزهايى به دست احمد بن بلال[٢] و ديگر همتايانش به سوى شما آمده بود كه آنها هم مانند همين شلمغانى عزاقرى، از اسلام بيرون رفتهاند. نفرين و خشم خدا بر ايشان باد![٣]
سعد بن عبد اللَّه نيز او را ناصبى خوانده و در باره بدفرجامى او گفته است:
ما رأينا و لا سمعنا بمتشيّع رجع عن التشيع إلى النصب إلّاأحمد بن هلال.[٤]
تاكنون نديدهايم و نشنيدهايم كه شيعهنمايى از تشيع به ناصبى بودن روى آورد مگر احمد بن هلال.
ظاهراً مقصود سعد بن عبد اللَّه، مخالفت ابن هلال با امام عليه السلام است كه در حقيقت خروج بر ايشان، شمرده مىشود.
اتّهام ناصبيگرى را تنها سعد بن عبد اللَّه بيان كرده و در توقيعات امام عليه السلام و يا اظهارات ديگر معاصران او، بدان اشاره نشده است. تنافى شديد مفهوم غلو با ناصبيگرى موجب شده است كه برخى به توجيه سخن سعد بن عبد اللَّه بپردازند.
برخى ادّعا كردهاند: عالمان قم، از جمله سعد بن عبد اللَّه در دشمنى با مخالفان
[١]. همانجا.
[٢]. به احتمال فراوان،« بلال» تصحيف« هلال» و مقصود، احمد بن هلال، ابو جعفر عبرتايى است كه به دروغ، ادّعاى سفيرى امام عصر عليه السلام را داشت.( م)
[٣]. ر. ك: ص ٢٢٨ ح ٦٩٥.
[٤]. كمال الدين: ص ٧٦.