دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٨ - ٥٢ محمد بن عبد الله قحطانى(م ١٩٨٠ م)
كتابها- كه به طور مكرّر در سالهاى بعد چاپ شد-، در ظاهر، به هدف روشنگرى علمى در اين زمينه و ارائه ديدگاه درست بود.
در باره ماهيت قيام جهيمان، مطالب زيادى منتشر شده است؛ امّا مهم آن است كه ماجراى ظهور اين مهدى، اين بار نيز مثل دفعات بسيار فراوان پيشين نه در ميان شيعيان، بلكه در ميان سنّيان، آن هم سنّيان سلفى بروز كرد. فقط يك نقطه توافق در هر دو مذهب يكسان بود و آن، حضور سنّىهاى اهل حديث و اخبارىمسلك بود كه با نگاه به احاديث ملاحم و فتن در صحيح البخارى، صحيح مسلم و سنن أبىداود و ...، به اين مسير كشيده شده بودند. در ميان شيعه نيز بروز اين قبيل گرايشها معمولًا در ميان كسانى بوده كه اعتبار زيادى براى اخبار قائل بودهاند.
اين داستان از آن جا شروع مىشد كه در دهه پنجاه ميلادى، افكار ناصريسم و ورود نشريههاى خارجى به عربستان، فضا را باز كرد و وضعيت بىدينى رو به توسعه گذاشت. در اين زمينه، يكى از علماى سلفى كويت، نامهاى به بن باز نوشت و از او خواست كه از حكومت بخواهد جلوى نشريههاى خارجى را بگيرد. در آن زمان، گفته مىشد كه بيشتر جوانان، اهل نماز نبودند و فقط پيران، نماز مىخواندند.
در اين وقت بحث حسبه و امر به معروف و نهى از منكر مطرح شد و در مناطق مختلف، گروههايى شكل گرفتند. در مدينه هم از جمله افرادى كه نخستين بار «جماعت حسبه» يا «الجماعة السلفيّة المحتسبة» را درست كردند، از رهبران آنان، همين جُهَيمان بود. اينها تحت تأثير ناصر الدين البانى هم بودند كه فكر او در دانشگاه مدينه مؤثّر بود. گروه جديد از يك طرف، تحت تأثير البانى به عنوان رهبر علمى بودند و از سوى ديگر، تحت تأثير بن باز كه رهبر معنوى آنان شمرده مىشد.
اينها خود را سلفى و اهل حديث واقعى مىدانستند و تركيبى از طلّاب روستايى و شهرى و كسانى از كشورهاى ديگر بودند كه در دانشگاه مدينه درس مىخواندند.
از حوالى سال ١٩٧٥ م بود كه انديشههاى تكفيرى در اين جماعت رسوخ كرد و