دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥ - ٢٧ شيخ شمس الدين فريانى
امّة دولة و دولتنا فى آخر الزمان»
و بعدها صفويان از آن استفاده زيادى كردند، تلاشهاى خود را به آن معطوف مىكند.[١]
گفتنى است كه مركز فعّاليت نوربخش، بجز خراسان و ماوراء النهر- كه در دوران نخست فعّاليت اوست-، در دوره ميانى، در گيلان و در اين اواخر براى نزديك به دو دهه، در سولقان در نزديكى رى بود كه همان جا نيز در گذشت و مدفون شد. او در تمام اين سالها و تا زمان مرگش (٨٦٩ ق) همچنان ادّعاى مهدويت داشت.
٢٧. شيخ شمس الدين فريانى
ابن عماد حنبلى نوشته است:
در اين سال، شيخ شمس الدين محمّد بن احمد فريانى (/ غريانى) منسوب به فريان (نزديك سقافس) به سمت كوههاى حُميده، در ارض مقدّسه رفت. اين كوههاى بلند، معمولًا يك راه ورود دارند و در آن بالا، منطقهاى مزروعى با چشمههاى فراوان است و مردمانى در نهايت مكنت و قدرت زندگى مىكنند و كسى كه به آنان پناه بَرَد، امن است، حتّى اگر سلطان يا ديگرى با او در نبرد باشد.
شمس الدين نزد آنان فرود آمد و ادّعاى مهدويت كرد و گفته شده كه ادّعا كرد قحطانى است (همان كسى كه در روايت بخارى آمده كه: «لاتَقوم السَّاعة حتّى يخرج رَجلٌ مِن قَحطان يَسوقُ النَّاس بعصاه؛ قيامت بر پا نمىشود تا اين كه مردى از قحطان كه مردم را با عصايش رهبرى مىكند خروج نمايد.»[٢] وى از اخبار و تاريخ گذشته، فراوان مىدانست و مدّعى معرفت حديث نبوى بود و مذهب مالكى را كنار گذاشته، شافعى شد. وى زمانى هم قاضى نابلس بود تا آن كه ظاهر شد از وى آنچه ظاهر شد.[٣]
در بدائع الزهور در باره وى آمده است:
[١]. رسالة الهدى: بند ١٠.
[٢]. صحيح بخارى: ج ٦ ص ٢٦٠٤ ح ٦٧٠٠، صحيح مسلم: ج ٤ ص ٥٢ ح ٢٩١٠.
[٣]. شذرات الذهب: ج ٩ ص ٣٨١.