دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥ - ١٩ قاضى شرف الدين ابراهيم(م ٦٦٣ ق)
١٨. محمود تارابى (م ٦٣٦ ق)
در عصر حضور مغولان و بيداد آنان و جهل و بىفرهنگى مردم، در روستاى تاراب، محمود تارابى- كه به زهد و عبادت مشهور بود- ادّعا كرد كه جنّيان با او سخن مىگويند و از امور غيبى به او خبر مىدهند. عوام الناس به او روى آوردند و هر كجا بيمارى بود، به او مراجعه مىكرد. دانشمندى به نام شمس الدين محبوبى به او گفت: پدرم روايت كرده و در كتابى نوشته كه از تاراب بخارا، صاحبدولتى ظاهر خواهد شد كه جهان را مستخلص مىكند و علامات اين سخن را نشان داده و آن آثار در تو پيداست. اين سخن، اقبال به وى را گسترش داد و آثار فتنه و آشوب پديد آمد.[١] حكومت و اشراف، به مقابله با وى بر آمدند و او هم پيروان خود را تهييج كرد و به جنگ فرا خواند.[٢]
پس از پيروزى اوّليه، دستور غارت خانه اشراف را داد و هر آنچه بود، برداشتند.
مغولان آن نواحى، با يكديگر متّحد شدند و بر او يورش بردند؛ امّا از سپاه تارابى شكست خوردند.
وقتى لشكريان وى پيروزمندانه باز گشتند، اثرى از تارابى نديدند. از اين رو گفتند: خواجه غيبت كرده است و تا ظهور او، دو برادر او، محمّد و على، قائم مقام او باشند.[٣]
اين، اجمال نقلى از جوينى بود كه خود از حاميان مغولان است، و ماهيت واقعه براى ما آشكار نيست.
١٩. قاضى شرف الدين ابراهيم (م ٦٦٣ ق)
قاضى شرف الدين ابراهيم، سيّدى شيرازى بود كه مدّتى از وطن خود مهاجرت كرد
[١]. تاريخ جهانگشاى جوينى: ج ١ ص ٨٦- ٨٧.
[٢]. تاريخ جهانگشاى جوينى: ج ١ ص ٨٨.
[٣]. تاريخ جهانگشاى جوينى: ج ١ ص ٨٩.