دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٩ - ٣/ ٣ خبرهاى غيبى در امور گوناگون
سپس چنين شد كه به كوفه باز گشتيم و به خانهام وارد شدم و مادر ابو العبّاس (همسرم) كه ناراحت و در خانه پدرش بود، نزد من آمد و عذرخواهى كرد و رضايتم را جلب كرد و با من سازگار بود و مخالفت نكرد تا آن كه مرگ، ميان ما جدايى انداخت.[١]
٧٣٠. الغيبة، طوسى- با سندش به نقل از ابو غالب احمد بن محمّد زرارى-: ميان من و مادرِ پسرم ابو العبّاس، درگيرى و اختلاف بزرگى پيش آمد كه كمتر روى مىدهد و اين درگيرى ادامه يافت و بيشتر شد تا آن جا كه به تنگ آمدم و طىّ نامهاى به وسيله ابو جعفر، درخواست دعا [از امام عصر عليه السلام] نمودم؛ امّا تا مدّتى پاسخ نيامد. سپس ابو جعفر، مرا ديد و گفت: پاسخ درخواستت آمده است. من هم نزد او رفتم و او هم نوشتهاى در هم پيچيده را برايم بيرون آورد و آن را ورق زد تا اين كه به فصلى رسيد. آن را به من نشان داد و در آن، نوشته بود: «و امّا زن و شوهر، خداوند، ميان آن دو را اصلاح كرد.» همسرم از آن روز تا كنون به همين حال نيكوست و هيچ يك از اختلافهاى پيشين ميان ما بروز نكرده است. من به عمد، او را به خشم مىآوردم؛ امّا هيچ گاه از مسائل قبلى پيش نيامد.
[شيخ طوسى مىگويد:] اين معناى چيزى است كه ابو غالب گفته يا نزديك به آن است.
ابن نوح مىگويد: من چنين مىپنداشتم كه ابو غالب به وسيله ابو جعفر بن ابى عزاقر [شلمغانى] (پيش از دگرگونى و ملعون شدنش از سوى ناحيه مقدّسه) نامه را نوشته است و اين بر اساس گزارش ابن عيّاش بود، تا اين كه شخصى كه اين را از من شنيد، برايم گفت: مقصود ابو غالب، ابو جعفر زجوزجى بوده و نامه را از
[١]. الغيبة، طوسى: ص ٣٠٢ ح ٢٥٦، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٢٠ ح ٤٢.