دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢ - مهدويت برخى غاليان و رهبران فرقههاى انشعابى از اماميه
تعبير «قائم»، شيعىتر از تعبير «مهدى» است و براى همين در اين مورد از اين مفهوم استفاده شده است. البتّه در باره زمان اين ادّعا بايد تحقيق بيشترى صورت گيرد؛ زيرا اين ادّعا در زمان حيات امام صادق عليه السلام بىمعنا به نظر مىرسد.
بسيارى از كسانى كه به دنبال امامت اسماعيل رفته بودند، مدّعى امامت فرزندش محمّد شدند و اين بار هم، مهدويت او را مطرح كردند.[١] به نوشته نوبختى، گروهى در باره محمّد بن اسماعيل گفتهاند كه: محمّد بن اسماعيل زنده است و نمرده و در سرزمين روم است، و همو قائم مهدى است. معناى «قائم» نزد آنان نيز اين بود كه او با رسالت و شريعت جديدى مبعوث مىشود و با آن، شريعت محمّد صلى الله عليه و آله منسوخ مىگردد.[٢]
اين ماجرا در اسماعيليّه ادامه يافت، تا آن كه مهدىِ مهمّ آنان، عبيد اللَّه، در سالهاى پايانى قرن سوم، دولت فاطمى را در شهرك مهديّه تأسيس كرد كه شرح اجمالى آن خواهد آمد.[٣]
امّا در ميان اماميّه، شمارى از آنان، پس از شهادت امام كاظم عليه السلام در مورد او اظهار كردند: نمرده و زنده است و نمىميرد تا اين كه فرمانرواى شرق و غرب زمين گردد و همه آن را از عدل پر كند، همان گونه كه از ستم پر شده است و همو قائم مهدى است.[٤]
آنان با استناد به برخىاز احاديث پدر امام كاظم عليه السلام در باره مهدى، اين اظهار نظر را مطرح كردند. اين گروه، اظهارات شگفتى در اين باره داشتند كه نوبختى آنها را نقل كرده است.[٥] داستان واقفيّه در درون شيعه، يك جريان جدّى بود كه
[١]. الحور العين: ص ٢١٦- ٢١٧.
[٢]. فرق الشيعة: ص ٧٣.
[٣]. ر. ك: ص ٣٦.
[٤]. فرق الشيعة: ص ٩٠- ٩٢.
[٥]. فرق الشيعة: ص ٨٠- ٨٣.