دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠ - مهدويت برخى غاليان و رهبران فرقههاى انشعابى از اماميه
يكى از مصاديق روشن اين باور، اعتقاد به قائميت و مهدويت امامان عليهم السلام يا باور به مهدويت ديگران در كنار ادّعاى نبوّت يا حتّى ربوبيت براى امامان عليهم السلام بوده است.
سير اين باورها را در فرق الشيعة، تأليف نوبختى مىتوان دنبال كرد.
از زمان امام باقر عليه السلام به بعد، غاليانى ظاهر شدند كه در پوشش تشيّع و با ادّعاى وابستگى به امامان عليهم السلام، طرح مهدويت و قائميت آنان يا خود را مطرح مىكردند.
جالب است كه ادّعاهاى اين افراد، چنان شگفت است كه پاى را از خدا و نبوّت پايين نمىگذارند و كمترين ادّعايشان، مهدويت است.
در باره فرقه «منصوريّه» گفته شده است كه پس از شهادت امام باقر عليه السلام مدّعى جانشينى ايشان شدهاند و به تدريج، مدّعى نبوّت امام على عليه السلام و امامان ديگر و حتّى مدّعى نبوّت خودش شد. همچنين او مدّعى شد كه نبوّت در شش فرزند او هم هست و پس از او انبيايى هستند كه آخرين آنها، مهدى است.[١] البتّه يادآور مىشويم كه هميشه و طبق معمول بايد در باره نسبتهايى كه به اين افراد داده مىشود، احتياط كرد.
ادّعاى ديگر مهدويت، از سوى شمارى از اصحاب غالى معروف، مغيرة بن سعيد، در باره امام باقر عليه السلام مطرح شده كه امامت ايشان را تا زمان خروج مهدى عليه السلام گفتهاند. اين، در حالى است كه همه منابع، متّفق اند كه امامان شيعه و حتّى اصحاب بزرگ و شاخص ايشان، بجز آنچه در باره امام دوازدهم نقل كردهاند، هيچ ادّعاى مهدويت نداشتهاند و حتّى منابع متفرّقه و مخالف و يا غاليان هم به طور مستقيم، از آنان چيزى دال بر مهدويت خود، روايت نكردهاند. بدين ترتيب، هر آنچه در اين زمينه هست، ادّعاى عناصر گمنام، افراطى و بىمنطق در باره مهدويت آنهاست.
در اين باره، به نقل از امام باقر عليه السلام آمده است:
[١]. فرق الشيعة: ص ٣٨.