دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٩ - ٤١ نماز با انگشتر خماهن و ابزارى آهنى(ح ٦٩١/ ٢ و ١٢)
٤١. نماز با انگشتر خُماهَن[١] و ابزارى آهنى (ح ٦٩١/ ٢ و ١٢)
كراهت نماز با انگشترى كه نگين آن از جنس خُماهَن باشد، به استناد همين توقيع شريف در برخى منابع فقهى آمده است.[٢] برخى از همين منابع، توقيع را قرينه حمل نهى در برخى احاديث ديگر- كه از انگشترى آهنى و يا كليد آهنى باز داشتهاند- بر كراهت دانستهاند. وحيد بهبهانى نيز احتمال داده است كه اين گفته كه نماز با انگشترى كه نگين آن آهنِ چينى باشد كراهت دارد، مستند به همين توقيع است.[٣]
از سوى ديگر، در باره توقيع دوم، احاديث چندى وارد شده كه از استفاده از انگشترى آهنى در نماز و نيز همراه داشتن كليد آهنى و هر نوع ابزار آهنى مانند شمشير، باز داشته است. شيخ حرّ عاملى، اين احاديث را كه بيشتر از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده، در بابى جداگانه آورده و اين دو توقيع را نيز در رديف آنها ذكر كرده است.[٤] فقها، نوعاً از اين احاديث، حكم كراهت را استنباط كردهاند و به قرينه برخى از اين احاديث، از جمله توقيع دوم- كه نشان مىدهد همراه داشتن اين ابزارها، اگر آشكار نباشد، جايز است-، كراهت را مربوط به فرض علنى بودن دانسته و احاديث مطلق را بر آن حمل كردهاند،[٥] چنان كه در كنار ادلّه ديگر، به اين توقيع نيز در ردّ احتمال نجاست آهن- كه از ظاهر اوّليه پارهاى از همين احاديث بر مىآيد و بر خلاف نظر
[١].« خُماهَن» يا« خماهان»، كلمهاى فارسى و عبارت از سنگى آهنى به رنگ تيره است كه ساييده آن در طبّ قديم به كار مىرفته و از آن، نگين انگشترى نيز ساخته مىشده است و از اين رو، در سرودههاى فارسى بارها به كار رفته است، مانند اين بيت:« پيروزهرنگ، حلقه انگشترى كه ديد/ كاندر ميان روز خُماهَن بود گلين». به معناى« آهن چينى» نيز گفتهاند.
[٢]. از جمله، ر. ك: عنوان باب در وسائل الشيعة: ج ٤ ص ٤١٧، غنائم الأيّام: ج ٢ ص ٣٤٥، جواهر الكلام: ج ٨ ص ٢٦٥، مصباح الفقيه: ج ١٠ ص ٤٨٥، جامع المدارك: ج ١ ص ٢٨٣.
[٣]. الحاشية على مدارك الأحكام: ج ٢ ص ٣٨١، مصابيح الظلام: ج ٦ ص ٣٤٠.
[٤]. وسائل الشيعة: ج ٤ ص ٤١٧- ٤٢١.
[٥]. از جمله، ر. ك: كشف اللّثام: ج ٣ ص ٢٦٥- ٢٦٧، مستند الشيعة: ج ٤ ص ٣٨٨- ٣٩٠.