دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨ - ٧ ابو مسلم خراسانى(م ١٣٧ ق)
فرزندش مهدى وصيت كرد كه اموال درون كيسههاى مهرزده را به صاحبانش باز گرداند و به فرزندش گفت: من اين كار را كردم كه مردم تو را دوست بدارند. مهدى نيز چنين كرد و اين سبب شد تا نامش بدرخشد و دعايش كنند. مردم هم گفتند:
«هذا هو المهدىّ الذى ورد فى الأثر؛
او همان مهدى است كه در روايات آمده است».[١]
بدين ترتيب، داستان منصور و نامگذارى «مهدى» براى پسرش، نوعى بازى با اين مفهوم و فرهنگ بوده است، اگر چه طبق نقلى ديگر منصور گفت: نه فرزند من و نه رقيب او (نفس زكيّه) هيچ كدام مهدى نيستند و من فقط از روى تفأّل، اين نام را انتخاب كردم.[٢]
جالب، اين كه پيش از آن كه شهرى در مغرب توسّط عبيد اللَّه مهدى بنيانگذارى و مهديّه ناميده شود، شهر رى را به مناسبت استقرار مهدى عبّاسى در زمان ولايتعهدى، مهديّه ناميدند.[٣]
٧. ابو مسلم خراسانى (م ١٣٧ ق)
زمانى كه ابو مسلم خراسانى به دستور منصور عبّاسى كشته شد، ياران وى- كه رهبرى بانفوذ را از دست داده بودند- براى حفظ روحيّه خود، باور زنده بودن او يا حلول روح او را در دخترش و بعدها در نسل وى را مطرح كردند. در باره «خرّميه»، اين ادّعا مطرح شده است كه:
يعظمون أمر أبى مسلم و يلعنون أبا جعفر، على قتله و يكثرون الصلاة على مهدى بن فيروز لأنّه من ولد فاطمة بنت أبى مسلم و لهم أئمّة يرجعون إليهم فى الأحكام و رسل يدورون بينهم و يسمّونهم فريشتكان.[٤]
[١]. الإمتاع و المؤانسة: ص ١٨١.
[٢]. مقاتل الطالبيّين: ص ٢١٨.
[٣]. آكام المرجان: ص ٦٧.
[٤]. البدء و التاريخ: ج ٤ ص ٣١.