دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤ - اوجگيرى باورهاى مهدىگرايانه در آغاز عصر عباسى
امويان را به عنوان دولتى ستمگر مىشناسيم كه مسلمانان چندين دهه در آرزوى نابودىاش بودند، يكى از بهترين ابزارها براى رهايى از آن، وعده ظهور مهدى بوده است. بنا بر اين، بيشترين زمينه براى ظهور مهدى در اذهان مردم، در همين دوره تجلّى يافته است. از وقتى كه در حوالى سال ١١٦ ق، قيامهاى ضدّ اموى در خراسان پاى مىگيرند، يكسره نداى مهدويت به چشم مىخورد. نمونه آن، ادّعاى حارث بن سريج، يكى از رهبران شورشى است كه خود را صاحب و فرمانده پرچمهاى سياه مىدانست.[١] حتّى در سنن أبى داوود نيز حديثى در اين باره به چشم مىخورد.[٢]
حجم بالاى نقلهايى كه در باره ظهور پرچمهاى سياه نقل شده است، نشان مىدهد نوعى فضاى مهدىگرايانه براى نجات مردم از دست امويان، وجود داشته است. اين نقلها كه نعيم بن حمّاد، عالم اهل حديث سنّى، آنها را پس از ملاحم مربوط به ابن زبير آورده، با بحث «العلامات فى انقطاع ملك بنى اميّه» آغاز مىشوند.[٣]
به نظر مىرسد كه باور به مهدويت و منجى، دستاويز بنى عبّاس براى قيام عليه بنى اميّه و رسيدن به قدرت بوده است. در اين فضا احاديث برساخته- كه اصل ادّعاى مهدويت را در درون خود دارند و با افزودن برخى ويژگىها، آن را منطبق بر بنى عبّاس مىكنند- نيز مجال وجود مىيابند.
استفاده از شخصيت محمّد بن عبد اللَّه (نفس زكىّ) ه و بيعت با او در آغاز قيام نيز همين گونه بوده است. شايد حديث مشهور نبوى: «
المهدى من ولدى، اسمه اسمى
» در اين دوره با افزودن «
و اسم أبيه اسم أبى
»، بر نفس زكيّه تطبيق شده باشد؛ چرا كه او هم
[١]. تاريخ الطبرى: ج ٧ ص ٣٣١.
[٢]. سنن أبى داوود: ج ٤ ص ١٠٨ ح ٤٢٩٠.
[٣]. كتاب الفتن: ج ١ ص ١٩٣.