دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩ - ١ محمد بن حنفيه نخستين كاربرد نام«مهدى»
نوشتهاند كه محمّد بن حنفيّه، فرزندش را نزد شيعيان فرستاد تا به آنان بگويد:
«آرى! من مهدى هستم كه هدايت به خير مىكنم؛ امّا وقتى كسى از شما قصد سلام بر من را دارد، بگويد: سلام بر تو، اى محمّد! و نگويد: اى مهدى!».[١]
پديد آمدن فرقه كيسانيّه را كه اساسىترين باورشان اعتقاد به مهدويت ابن حنفيّه بوده، دنباله همين ماجرا دانستهاند و وقتى وى به سال ٨١ ق در گذشت، بحث از غيبت و حتّى رجعت وى به عنوان مهدى، مطرح شده است.[٢]
از باورهاى منسوب به اين گروه، آن است كه محمّد بن حنفيّه نمرده و در درّهاى در كوه رَضوى در جايى بسيار خوب زندگى مىكند و شيرهايى از وى حفاظت مىكنند.[٣]
اگر چه در اين موضوع كه وى لزوماً در كوه رضْوى بوده، ميان كيسانيّه، اختلاف بوده، با اين حال، در بيشتر گزارشها، همين كوه ذكر شده است.[٤]
نكته مهم، آن است كه در باره محمّد بن حنفيّه، دو مفهوم «مهدى» و «غيبت» به هم ضميمه شدهاند؛ يعنى وقتى محمّد بن حنفيّه در گذشت، كسانى مرگ او را انكار كردند و عدّهاى هم مرگش را پذيرفتند؛ امّا گفتند كه مانند عيسى عليه السلام زنده مىشود و باز مىگردد. طبيعى بود كه با اين شرايط، مفهوم غيبت نيز شكل بگيرد.
يكى از گرايشهاى داخلى كيسانيّه (از ميان كسانى كه مرگ محمّد بن حنفيّه را
[١]. التحفة اللطيفة فى تاريخ المدينة المنوّرة: ج ٢ ص ٥٤٥.
[٢]. وداد القاضى بر اساس پذيرفتن اين كه ابن سبأ وجود خارجى داشته و او بحث غيبت و رجعت را مطرح كرده، ريشه باور كيسانيّه را به او و بيشتر از طريق عبد اللَّه بن حزب، از غاليان زمان مختار و افراطىهاى آن دوره، توجيه مىكند. به گفته وداد القاضى، از نظر كيسانيّه، بيعت ابن حنفيّه با عبد الملك، نوعى گناه بود كه خداوند، آن را با غيبت او( شبيه داستان يونس) تلافى كرد و او را از انظار دور نگاه داشت تا زمانى كه وى را ظاهر كند( ر. ك: الكيسانيّة فى الأدب و التاريخ: ص ١٧٠- ١٧١).
[٣]. فرق الشيعة: ص ٢٩.
[٤]. ر. ك: الكيسانيّة فى الأدب و التاريخ: ص ١٧٢.