دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٣ - ١/ ٦ برائت از غاليان و منحرفان
شما را گواه مىگيرم كه هر كسى كه ما از او بيزارى مىجوييم، خداوند و نيز فرشتگان و فرستادگان و اوليايش از او بيزارى مىجويند، و اين توقيع را در اين نامه، امانتى بر گردن تو و گردن هر كه از آن آگاه مىشود، مىنهم و [مىخواهم كه هيچ كس] آن را از هيچ يك از دوستداران و پيروانم پنهان ندارد و همه دوستدارانم را از اين توقيع آگاه كند. شايد خداى عز و جل آنان را دريابد و به دين حقيقى خدا، باز گردند و از چيزى كه پايان آن را نمىدانند و به پايان هم نمىرسد، دست كشند. پس هر كس نوشته مرا بفهمد و به آنچه فرمانش دادهام يا از آن بازش داشتهام، باز نگردد، لعنت خدا و بندگان شايستهاى كه ذكر كردم، بر او روا خواهد بود».[١]
٦٦٥. الغيبة، طوسى- با سندش به نقل از ابو على محمّد بن همّام-: ابو محمّد شريعى[٢]- كه به گمان هارون،[٣] نامش حسن و از همراهان امام هادى عليه السلام و پس از او، امام عسكرى عليه السلام بود-، نخستين كسى بود كه ادّعاى جايگاهى را كرد كه خداوند، او را در آن جا قرار نداده بود و شايسته آن هم نبود و به خداوند و حجّتهايش دروغ بست و چيزهايى را به آنها نسبت داد كه شايسته ايشان نبود و ايشان از آن بيزار بودند. از اين رو، شيعيان، او را لعنت كردند و از او بيزارى جستند و توقيع امام عليه السلام در نفرين و بيزارى از او بيرون آمد.
هارون گفت: سپس كفر و كژروىِ او آشكار شد.[٤]
٦٦٦. الغيبة، طوسى- به نقل از محمّد بن يعقوب كلينى-: توقيعى طولانى به عَمرى رسيده است كه ما آن را [اين گونه] كوتاه نموديم: «و ما از ابن هلال- كه خدا رحمتش نكند- و كسى كه از او بيزارى نجويد، به خداى متعال، بيزارى مىجوييم. آنچه را ما از حال اين نابهكار برايت گفتيم، به اسحاقى[٥] و همشهريانش و همه كسانى كه از تو در باره او پرسيدهاند و
[١]. الاحتجاج: ج ٢ ص ٥٤٩ ح ٣٤٧، بحار الأنوار: ج ٢٥ ص ٢٦٦ ح ٩.
[٢]. ر. ك: ج ٤ ص ٨٠( مدعيّان دروغين وكالت).
[٣]. ابو محمّد هارون بن موسى تلّعبكرى( م ٣٨٥ ق): شيخ طوسى در كتاب رجالش آورده است:« جليل القدر، عظيم المنزله، پُرروايت، بىنظير و موثّق است و تمام اصول و مصنّفات را روايت مىكند»( ر. ك: رجال الطوسى: ص ٤٤٩ ش ٦٣٨٦).
[٤]. الغيبة، طوسى: ص ٣٩٧ ح ٣٦٨( با سند صحيح)، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٦٧.
[٥]. به احتمال فراوان، مقصود، احمد بن اسحاق قمى است.