راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٤ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
استر از نزد مأمون مىآمد، به آن حضرت نزديك شد و سلام داد و گفت: يابن رسول الله، من اشعارى درباره شما گفتهام، مايلم كه شما آنها را از زبان من بشنويد. فرمود: بخوان! ابو نواس شروع به خواندن كرد. امام رضا عليه السّلام فرمود: تو اشعارى گفتهاى كه پيش از تو كسى نظير آنها را نگفته است، غلامش را صدا زد و فرمود: «آيا چيزى از مخارجمان موجود است؟ عرض كرد: سيصد دينار موجود است. فرمود: آنها را به ابو نواس بده.
سپس فرمود: شايد اين مبلغ كم باشد اين استر را هم به او بده».«٣٣٠»
از ابو الصّلت هروى نقل است كه امام رضا عليه السّلام با همه مردم به زبان خودشان سخن مىگفت و به خدا سوگند كه فصيحترين و داناترين مردم به تمام زبانها و لهجهها بود.
روزى به آن حضرت گفتم: يابن رسول الله من از اين كه شما اين همه زبانهاى مختلف را مىدانيد در شگفتم. فرمود: «اى ابا صلت من حجّت خدايم بر خلق و نمىشود كه خداوند حجّتى را بر قومى بفرستد و او زبان آن قوم را نداند. آيا اين سخن امير المؤمنين على عليه السّلام را نشنيدهاى كه فرمود: «ما را فصل الخطاب دادهاند» و آيا فصل الخطاب چيزى جز دانستن زبانهاى مختلف است».«٣٣١»
و از امام رضا عليه السّلام نقل شده است كه مردى از اهل خراسان به آن حضرت گفت: يابن رسول الله، رسول خدا را در خواب ديدم، به من فرمود: چگونه خواهيد بود وقتى كه در سرزمين شما پاره تن من دفن شود و امانت من به شما سپرده شده تا آن را حفظ كنيد و قطعهاى از جسم من در خاك شما پنهان شود؟ امام رضا عليه السّلام فرمود: «منم آن مدفون در سرزمين شما و منم پاره تن پيامبرتان و منم آن امانت و آن قطعه بدن، بدانيد كه هر كس مرا زيارت كند در حالى كه به آنچه خداى تعالى از حقوق و طاعت من واجب كرده است معرفت داشته باشد، من و پدرانم روز قيامت شفيع او خواهيم بود و هر كه را ما شفاعت كنيم نجات يافته است هر چند كه بمانند گناه جنّ و انس داشته باشد، پدرم به نقل از جدم و او از قول پدرش نقل كرده كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: هر كه مرا در خواب ببيند، به حق مرا ديده است زيرا كه شيطان نمىتواند به صورت من و كسى از اوصياى من و احدى از شيعيان ايشان درآيد و براستى كه رؤياى صادقه يك جزء از هفتاد جزء نبوّت
«٣٣٠» كشف الغمه ، ص ٢٧٣.
«٣٣١» كشف الغمه ، ص ٢٧٣.