راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١٩ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
به قصد انجام فريضه حج بيرون شدم و در قادسيه فرود آمدم، در آن ميان كه من به كثرت مردم، و زيورهايى كه با خود داشتند، نگاه مىكردم ناگاه چشمم به جوان خوش سيماى گندمگون لاغرى افتاد كه بالاى جامههايش جامهاى پشمى پوشيده و عبايى به دور خود پيچيده و نعلينى در پا، يكه و تنها نشسته بود. با خود گفتم، اين جوان از صوفيّه است، مىخواهد در بين راه خود را بر مردم تحميل كند، به خدا سوگند كه هم اكنون نزد او مىروم و او را سرزنش مىكنم. نزديك او رفتم، چون مرا ديد كه به سمت او مىروم، فرمود: «اى شقيق از بسيارى گمانها دورى كن كه برخى گمانها گناه است» سپس مرا ترك گفت و به راه خود رفت. با خود گفتم اين كار شگفتى است كه وى آنچه را در باطنم گذشته بود به زبان آورد و نام مرا گفت. اين كسى جز بنده صالح خدا نبايد باشد، نزد او مىروم و از او
درخواست مىكنم تا مرا به خدمتگزارى بپذيرد، با عجله به دنبالش رفتم امّا به وى نرسيدم و از چشمم ناپديد شد. چون در محلّ واقصه فرود آمديم، ديدم نماز مىخواند و در حال نماز، بدنش مىلرزد و اشكهايش جارى است. با خود گفتم: اين همان همسفر من است، نزد او بروم و حليّت بطلبم، صبر كردم تا نشست، به طرف او رفتم همينكه ديد به سمت او مىروم فرمود: «يا شقيق بخوان: وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى»«٣٠٩» سپس مرا ترك كرد و رفت. با خود گفتم اين جوان از ابدال است دو بار از دل من خبر داد، همينكه در منزل زباله فرود آمديم، ديدم آن جوان كنار چاهى ايستاده است در دستش مشك آب كوچكى است و مىخواهد آب خوردن تهيه كند، مشك از دستش در چاه افتاد و من به او نگاه مىكردم ديدم چشم به آسمان دوخت و شنيدم كه مىگفت:
«انت ربى اذا ظمأت الى الما *** ءوقوتى اذا اردت طعاما«٣١٠»
خداوندا اى مولاى من، من چيزى جز آن را ندارم، نگذار از دستم برود!» شقيق مىگويد: به خدا سوگند، ديدم آب چاه بالا آمد و آن جوان دستش را دراز كرد و مشك را گرفت و پر آب كرد، وضو گرفت و چهار ركعت نماز خواند، سپس به طرف تودهاى از شن رفت، آنها را با مشت بر مىداشت، ميان مشك مىريخت و تكان مىداد
«٣٠٩» طه / ٨٢: من كسانى را كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند و سپس هدايت شوند، مى آمرزم .
«٣١٠» خداوندا تو پروردگار منى چون تشنه شوم ، آب و چون غذا بخواهم ، طعامم مى دهى .