راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٤ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
نكرد، بلافاصله بيرون شد آمد كنار قبر آن حضرت، جلو گردنش را روى قبر نهاد و افسرده بود و از چشمانش اشك مىباريد. خدمت امام محمد بن على عليه السّلام آمدند و عرض كردند: شتر بيرون رفته است، امام عليه السّلام نزد شتر آمد و فرمود: خداوند در تو بركت دهد! برخيز، اما شتر از جا برنخاست، فرمود: او را به حال خود رها كنيد كه او زندگى را ترك گفته است، و جز سه روز نگذشته بود كه مرد»«٢٢٤». مىفرمايد: «وقتى كه امام سجاد عليه السّلام با آن شتر از مدينه راهى مكه مىشد، تازيانه را به بار شتر مىآويخت و تا وقتى كه وارد مدينه مىشد، شتر را نمىزد.»«٢٢٥»
از امام باقر عليه السّلام نقل كرده است كه مىفرمايد: «وقتى كه حسين بن على عليه السّلام به شهادت رسيد، محمد بن حنفيه نزد على بن حسين عليه السّلام آمد، عرض كرد: برادر زاده، من عموى توام و برادر پدرى پدرت مىباشم و عمرم از تو بيشتر است، پس من به امامت و وصايت سزاوارترم، بنابر اين اسلحه رسول خدا را به من بده، على بن حسين عليه السّلام فرمود: عمو از خدا بپرهيز و چيزى را كه حق تو نيست مطالبه نكن كه من مىترسم عمرت كوتاه شود و زندگىات به هم بخورد. محمد بن حنفيه گفت: من به اين امر از تو سزاوارترم، على بن حسين عليه السّلام فرمود: عموجان آيا حاضرى پيش حاكمى برويم تا بين ما حكم كند؟ عرض كرد: كدام حاكم؟ امام فرمود: حجر الاسود. امام باقر مىفرمايد: نزد حجر الاسود رفتند وقتى كه آنجا ايستادند، فرمود: عمو تو كه حقت را مىخواهى سخن بگو! محمد بن حنفيه سخن گفت امّا جوابى نشنيد. امام باقر عليه السّلام مىگويد: آنگاه على بن حسين عليه السّلام دستش را روى حجر الاسود گذاشت و فرمود: اللّهم انى اسئلك باسمك المكتوب فى سرادق البهاء و اسألك باسمك المكتوب فى سرادق الجلال و اسألك باسمك المكتوب فى سرادق السّلطان و اسألك باسمك المكتوب فى سرادق العظمة و اسألك باسمك المكتوب فى سرادق القوّة و اسألك باسمك المكتوب فى سرادق السّرائر و اسألك باسمك الفالق الخبير البصير، ربّ الملائكة الثّمانية و ربّ جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ربّ محمّد خاتم النّبيّين لما أنطقت هذا الحجر بلسان عربى فصيح يخبر لمن الامامة و الوصيّة بعد الحسين بن على عليه السّلام. [امام باقر فرمود:] آنگاه على بن حسين عليه السّلام به طرف حجر الاسود آمد و فرمود: تو را به حق آن كه پيمانهاى بندگان را در تو قرار داد و همچنين گواهى بر كسانى كه حق تو را ادا كردند، مىخواهم كه خبر دهى، امامت و
«٢٢٤» كشف الغمه ، ص ٢٠٨.
«٢٢٥» كشف الغمه ، ص ٢٠٨.