راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٤ - سيما و شمايل پيامبر صلى الله عليه و آله
درون آن به رنگ طلا باشد در سفيدى چون نقره و در سرخى چون طلا مىدرخشد.«٢٤١»
فراخ سينه بود، گوشتهاى پيكر مباركش به روى هم چين نخورده بود بلكه چون آينه صاف و چون ماه سفيد بود، باريكهاى از مو، از گودى گلو تا سر نافش همچون تركهاى كشيده بود كه جز آن در سينه و شكمش موى ديگرى نبود.«٢٤٢» سطح شكمش سه قسمت بود كه شلوار يك قسمت آن را مىپوشاند و دو قسمت ديگر بيرون بود.
شانههاى سترگ و پر مو داشت، سر استخوانهاى شانهها، آرنجها و كفلهايش درشت بود.«٢٤٣»
پشتش پهن و ما بين دو كتفش مهر نبوّت بود يعنى پشت شانه راستش برآمدگى سياه مايل به زردى بود كه اطراف آن را موهايى در پى هم همچون يال اسبان پوشانده بود.«٢٤٤»
بازوها و دو ساق دستش ستبر و مچهايش دراز و دستها باز و اندامش معتدل و انگشتانش چون شاخههايى نقره فام بود، كف دستش نرمتر از ابريشم و چنان بود كه گويى دست عطر فروش است- چه عطر زده باشد يا نه- خوش بود، بوده است هر كه با او مصافحه مىكرد، تمام آن روز بوى آن را استشمام مىكرده دست بر سر كودكى كه مىكشيد، ميان كودكان بوى خوش از سر وى به مشام مىرسيد.«٢٤٥» اندامهاى پوشيدهاش همچون رانها و
«٢٤١» اين حديث پيش از اين كتاب از كتاب المعانى و كتب ديگر نقل شد و از كافى خواهد آمد.
«٢٤٢» در كافى ، ج ١، ص ٤٤٣ آمده است : باريكه مويى از گودى گلو تا سر نافش كشيده مانند خط ميان صفحه اى از نقره درخشان ، و از گردن تا شانه مانند ابريقى از نقره بود. و در كتاب المعانى ، ص ٨٠ آمده است : بين گودى گلو و سر نافش با موهايى مرتبط بود.
«٢٤٣» اين حديث را احمد در مسند، ج ١، ص ٩٦ و ١١٦ از حديث على بن ابى طالب (عليه السلام) و مسلم در ج ٧، ص ٨٥ نقل كرده اند.
«٢٤٤» اين حديث را بخارى در ج ١، ص ٥٧ و مسلم در ج ٧، ص ٨٦ و ابن سعد در طبقات ، ج ١، بخش ٢، ص ١٣١ و احمد در ج ٢، ص ٢٢٦ و ٢٢٧ نقل كرده اند.
«٢٤٥» اين حديث را ابونعيم در الدلائل ، آخر جزء ١، ص ٢٣٢ نقل كرده است . و دارمى در مقدمه سنن خويش ، ص ٣١ و ابن سعد در الطبقات ، ج ١، ق ٢، ص ٩٩ و ١٢٣ و احمد در مسند، ج ٣، ص ١٠٧، ٢٠٠، ٢٢٢، ٢٢٧، ٢٢٨ و طيالسى در مسند خود، ص ١٥٧ به شماره ١٢٤٨ و هيتمى در مجمع الزوائد، ج ٨، ص ٢٨٢ مطلبى به اين مضمون آورده اند.