راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٣ - سيما و شمايل پيامبر صلى الله عليه و آله
درخشندگى سيمايش در چهره نمودار بود.«٢٣٤» پيامبر صلى الله عليه و آله پيشانى گشادهاى داشت.
ابروانش باريك و پر پشت بود،«٢٣٥» ميان دو ابرويش باز و چنان بود كه گويى، نقره خالص است«٢٣٦» و چشمانش فراخ و سيهفام بود و در چشمانش رنگى آميخته به سرخى بود و مژگان بلندى داشت كه از فزونى نزديك بود به هم بپيوندند،«٢٣٧» استواربينى«٢٣٨» و گشاده دندان بود، به طورى كه به هنگام خنديدن همچون برق در وقت درخشندگى مىدرخشيدند و لبهايش از همه بندگان خدا نيكوتر و انتهاى دهانش از همه لطيفتر بود«٢٣٩» و برآمدگى گونههايش نرم و هموار بود، نه صورتش دراز و نه گرد كم گوشت،«٢٤٠» و محاسنش كوتاه و پرپشت بود. محاسن را به حال خود مىگذاشت و شارب را مىگرفت. گردنش از همه بندگان خدا بهتر بود، نه دراز و نه كوتاه، آنچه از گردن وى در برابر آفتاب و باد پيدا بود، گويى گلابپاش نقرهاى است كه مايع نوشيدنى
«٢٣٤» به كتاب كافى ، ج ١، ص ٤٤٩، معانى الاخبار، ص ٨٠، عيون الاخبار، آخر ج ١، الشمائل ترمذى ، ص ٢، دلائل النبوه ابونعيم ، ج ٣، ص ٢٢٨ و طبقات ابن سعد، ج ١، بخش ١، ص ٥٤ و ١٥٦ و بخش ٢، ص ١٢١ و ١٣١ مراجعه كنيد.
«٢٣٥» اين حديث را صدوق در المعانى و ترمذى در الشمائل از حديث حسين بن على (عليه السلام) از هند بن ابى هاله نقل كرده اند، در كافى ، ج ١، ص ٤٤٣ عبارت مقرون الحاجبين آمده است .
«٢٣٦» حاكم در مستدرك ، ج ٣، ص ٩ و زمخشرى در ربيع الابرار حديث ام معبد كان ابلج الوجه آورده اند، در حالى كه اين سخن ام معبد نيست ؛ زيرا كه ام معبد پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) را در حديث خويش به قرن توصيف كرده است ؛ نهايه .
«٢٣٧» در النهاية راجع به وصف پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) مى گويد: مژگانش بلند بود.
«٢٣٨» در معانى صدوق آمده است : اقنى العرنين يعنى وسط بينى اش برجستگى داشت ، بنابراين معنايى كه مؤ لف اين كتاب كرده ، معناى مستقيم نيست بلكه نقل به مضمون است .
«٢٣٩» در صحيح مسلم ، ج ٧، ص ٨٤ و معانى صدوق ، ص ٨٠ و الدلائل ابونعيم ، ج ٣، ص ٢٢٨ و مكارم ص ١٠ و كافى ، ج ١، ص ٤٤٣ در وصف پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) آمده است : ضليع الفم يعنى دهان بزرگ و در نهايه آمده است : از اوصاف آن حضرت ، بزرگ دهان و به قولى فراخ دهان بوده است و عرب دهان بزرگ را مى ستايد و دهان كوچك را مذمت مى كند، شاعر در هجو مردى گويد: ان كان كدى و اقدامى لفى جرذ؛ بين العواسج اجنى حوله المصع ؛ يعنى : اگر رنج و تلاشم براى مردى باشد كه دهانش مانند دهان موش صحرايى ميان بوته هاى خار كه ميوه آنها را مى چيند، كوچك است !
«٢٤٠» اين مطلب را ترمذى در سنن ، ج ١٣، ص ١١٧ آورده است .