راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١١ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
از عبد العزيز قزّاز نقل كرده، مىگويد: به ربوبيّت ائمّه معصومين عقيده داشتم، بر امام صادق عليه السّلام وارد شدم، رو به من كرد و گفت: اى عبد العزيز! براى من آب حاضر كن تا وضو بگيرم، آب آوردم، وقتى كه امام وارد شد با خود گفتم: اين همان كسى است كه من به ربوبيّت او معتقد بودم، اين كه وضو مىگيرد، چون بيرون رفت، گفت: اى عبد العزيز روى يك ساختمان بيش از حد، بار نريز كه خراب مىشود، ما بندگان خدا و مخلوق او هستيم.«٢٨٩»
از جمله، نقل شده است: عبد الله بن محمّد مىخواست همراه زيد قيام كند. امام صادق عليه السّلام او را مانع شد، و اين امر را بزرگ شمرد امّا وى تصميم داشت كه با زيد قيام كند. امام فرمود: به خدا قسم كه گويا تو را مىبينم بعد از زيد همچون زنان نقاب به صورت دارى و تو را در كجاوهاى مىبرند و همچون زنان با تو رفتار مىكنند. وقتى كه جريان زيد پيش آمد، شيعيان براى عبد الله بن محمّد مبلغى جمع كردند و مركبى كرايه گرفتند و چون او را به بيابان رساندند در حالى كه خود به دنبال او حركت مىكردند، او لبخندى زد. گفتند: چه چيز باعث خنديدن تو شد؟ گفت: به خدا سوگند من از رهبر شما در شگفتم، به خاطر آمد كه او مرا از قيام منع كرد ولى من اطاعت نكردم و به من اين جريان را خبر داد و گفت: گويا من تو را مىبينم كه مثل زنان نقاب به صورتت زدهاند و در كجاوهاى قرار دادهاند! اين خاطره باعث تعجّب من شد.«٢٩٠»
از جمله به نقل از ابو حمزه ثمالى مىگويد: در سفرى بين مكه و مدينه خدمت امام صادق عليه السّلام بودم، ناگاه به سمت چپش نگاهى كرد، سگ سياهى را ديد، فرمود: چه كردهاى كه خدا تو را زشت رو گرداند! چقدر شتاب دارى؟ ناگاه سگ به صورت پرندهاى در آمد، فرمود: اين عثم نامهرسان جن است. هم اكنون هشام از دنيا رفته او پرواز مىكند تا خبر مرگ او را به همه جا برساند.«٢٩١»
از آن جمله به نقل از مرازم مىگويد: امام صادق عليه السّلام در مكه به من فرمود: مرازم! اگر بشنوى كسى مرا دشنام مىدهد، چه مىكنى؟ عرض كردم: او را مىكشم، فرمود: مرازم! اگر شنيدى كسى مرا دشنام مىدهد، كارى به او نداشته باش. مرازم مىگويد: بعد از ظهر روز گرمى بود كه از مكه بيرون شدم، گرما مرا ناگزير ساخت تا به خيمهاى پناه ببرم كه جمعى آن جا بودند، من هم پياده شدم، در آن ميان شنيدم كه يكى از آنها امام صادق عليه السّلام
«٢٨٩» كشف الغمه ، ص ٢٣٥.
«٢٩٠» كشف الغمه ، ص ٢٣٥.
«٢٩١» كشف الغمه ، ص ٢٣٥.