راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٨ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
نقل كرديم نقل شده كه شمارش آنها به درازا مىكشد.«٢٨١»
از كتاب حميرى به نقل از عبد الله بن يحيى كاهلى روايت كرده«٢٨٢»، مى گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: وقتى كه درندهاى را ببينى چه مىگويى؟ عرض كردم: نمىدانم، فرمود:
هرگاه درندهاى را ديدى، آية الكرسى را در مقابل او بخوان و بعد بگو: عزمت عليك بعزيمة الله، و عزيمة محمّد رسول الله، و عزيمة سليمان بن داوود و عزيمة علىّ أمير المؤمنين و الأئمة من بعده او از تو منصرف خواهد شد عبد الله كاهلى مىگويد:
بعدها به كوفه رفتم با پسر عمويم راهى روستايى شديم ناگهان درندهاى پيدا شد و در بين راه مقابل ما قرار گرفت. من آية الكرسى را در برابر او خواندم و گفتم: عزمت عليك بعزيمة الله و عزيمة محمّد رسول الله و عزيمة سليمان بن داود و عزيمة أمير المؤمنين و الائمة من بعده الّا تنحيت عن طريقنا فلم تؤذنا فانّا لا نؤذيك، اين دعا را كه خواندم نگاه كردم ديدم سرش را جلو انداخت و دمش را ميان پاها جا داد و از راه منحرف شد و از راهى كه آمده بود، برگشت. پسر عمويم گفت: من هرگز سخنى زيباتر از سخن تو نشنيده بودم، گفتم: من هم اين سخن را از جعفر بن محمّد عليه السّلام شنيدهام. گفت: براستى گواهى مىدهم كه او امام مفترض الطّاعه است، در حالى كه پسر عموى من هيچ از كم و زياد نمىدانست. سال بعد خدمت امام صادق عليه السّلام رسيدم و قضيه را به عرض ايشان رساندم.
فرمود: آيا تو تصوّر مىكنى كه من شاهد جريان شما نبودم، اين تصوّر بدى است، همانا مرا با هر يك از دوستان، گوش شنوا، چشم بينا و زبان گويايى است، سپس رو به من كرد و فرمود: اى عبد الله بن يحيى، به خدا سوگند كه من آن درنده را از شما منصرف كردم و نشانى اين مطلب آن كه شما ابتدا كنار رود بوديد و نام پسر عموى تو نزد ما نوشته است و خداوند او را از دنيا نمىبرد تا آن كه عارف به امامت ما گردد. عبد الله مىگويد: چون به كوفه برگشتم سخنان امام صادق عليه السّلام را براى پسر عمويم نقل كردم. او خوشحال شد و سخت شادمان گشت و همچنان مستبصر بود تا از دنيا رفت.
در همان كتاب به نقل از شعيب عقرقوفى آمده است كه مىگويد: من به اتفاق على بن ابى حمزه و ابو بصير خدمت امام صادق عليه السّلام شرفياب شديم. همراه من سيصد دينار بود. پولها را حضور امام عليه السّلام گذاشتم، امام صادق عليه السّلام مشتى از آنها را براى خودش
«٢٨٢» كشف الغمه ، ص ٢٣٤.