راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٠ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
زد، جواب داد، فرمود: پسرم آيا صداى مرا نشنيدى؟ گفت: چرا شنيدم، فرمود: پس چرا جواب نداى؟ عرض كرد: چون از طرف تو در امان بودم، فرمود: سپاس خداى را كه غلامم را از ناحيه من در امان قرار داده است.«٢٠٥»
از عبد الله بن عطا نقل كردهاند كه مىگويد: يكى از غلامان على بن حسين عليه السّلام گناهى مرتكب شد كه بايد مجازات مىشد. امام عليه السّلام تازيانه را برداشت و فرمود: قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ الله.«٢٠٦» غلام عرض كرد: من آن طور نيستم بلكه به رحمت خداوند اميدوارم و از عذاب او بيم دارم. امام عليه السّلام با شنيدن اين سخن، تازيانه را انداخت و فرمود: تو آزادى.«٢٠٧»
مردى نسبت به علىّ بن حسين عليه السّلام جسارتى كرد. حضرت چنان وانمود كرد كه نشنيده است. آن مرد گفت: با تو هستم! على بن حسين عليه السّلام فرمود: و من از تو چشمپوشى كردم.«٢٠٨»
پسرش به چاه افتاد. مردم مدينه تا وقتى كه او را از چاه در آوردند، نگران و مشوش بودند امّا آن حضرت در محراب عبادت همچنان مشغول نماز بود. از علّت پرسيدند، فرمود: من متوجّه نشدم زيرا با پروردگار بزرگ مناجات مىكردم.«٢٠٩» آن حضرت پسر عمويى داشت، امام عليه السّلام شب هنگام به طور ناشناس مىآمد و مبلغى پول به او مىداد ولى او مىگفت: علىّ بن حسين عليه السّلام به ما نمىرسد، خدا او را از طرف من جزاى خير ندهد! امام عليه السّلام حرف او را مىشنيد، تحمّل و صبر مىنمود و خود را به او معرّفى نمىكرد، وقتى كه امام عليه السّلام از دنيا رفت و پول نرسيد، دانست كه كسى كه هر شب مىآمد و كمك مىكرد علىّ بن حسين عليه السّلام بوده از اين رو كنار قبر وى آمد و بر او گريه كرد.«٢١٠»
به آن حضرت، ابن الخيرتين مىگفتند، به اين دليل كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است:
«همانا از بندگان خدا دو طايفه بهترينها هستند» منظور آن كه بهترين طايفه از عرب،
«٢٠٥» اعلام الورى ص ٢٥٦، ارشاد مفيد ص ٢٤١ و كشف الغمه ، ص ٢٠١. آيه : آل عمران / ١٣٤: و خشم خود را فرو مى برند، و از خطاى مردم مى گذرند. و خدا نيكوكاران را دوست مى دارد.
«٢٠٦» جاثيه / ١٤: به مؤمنان بگو: كسانى را كه اميد به ايام اللّه (روز رستاخيز) ندارند مورد عفو قرار دهند.
«٢٠٧» كشف الغمه ، ص ٢٠٥ و ٢٠٦.
«٢٠٨» كشف الغمه ، ص ٢٠٥ و ٢٠٦.
«٢٠٩» كشف الغمه ، ص ٢٠٧.
«٢١٠» كشف الغمه ، ص ٢٠٧.