راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٩ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
پيشانى (در اثر سجده) زخم، و بينىاش آزرده گشته است و از بس كه در قيام نماز ايستاده، ساقها و پاها ورم كرده است. امام باقر عليه السّلام مىگويد: وقتى كه پدرم را به آن حال ديدم نتوانستم جلو گريه را بگيرم، دلم به حال او سوخت و گريستم و او از حالت تفكّر به در آمد و توجّهى به طرف من كرد، پس خوشامد گويى فرمود: پسرم يكى از آن كتابهايى را كه عبادت علىّ بن ابى طالب در آن آمده است به من بده كتاب را آوردم، اندكى از آن را قرائت كرد سپس بابى قرارى و تأثّر آن را كنارى گذاشت، فرمود: چه كسى را ياراى عبادت علىّ بن ابى طالب عليه السّلام است؟! از ابراهيم بن على به نقل از پدرش آمده است كه مىگويد: با علىّ بن حسين عليه السّلام سفر حجّ مىرفتيم، شتر آن حضرت كند حركت كرد، امام عليه السّلام با چوب دستىاش اشارهاى به شتر كرد و سپس فرمود: آه، آه، اگر جزائى در كار نمىبود!- اين جمله را گفت- و دستش را عقب كشيد.«٢٠١»
و با همان اسناد، مىگويد: علىّ بن حسين عليه السّلام پياده راهى مكه شد و بيست روز از مدينه تا مكه، پياده رفت.«٢٠٢»
از زرارة بن اعين نقل شده كه مىگويد: شنيدم سؤال كنندهاى در دل شب مىگويد:
كجايند پارسايان در دنيا و دلبستگان به آخرت؟ سروش غيبى از طرف بقيع ندا داد:- صدايش را مىشنيد، ولى شخص او را نمىديد- آن كس علىّ بن حسين عليه السّلام است.«٢٠٣»
كنيزى آب مىريخت تا آن حضرت وضو بگيرد، چرت زد، ظرف آب از دستش افتاد و سر مبارك را زخمى ساخت، امام عليه السّلام سر بلند كرد، كنيز عرض كرد: خداى تعالى مىفرمايد: و الكاظمين الغيظ، فرمود: من خشم خود را فرو خوردم. عرض كرد: و العافين عن النّاس، فرمود: خداوند از تو بگذرد! عرض كرد: وَ الله يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ، فرمود: برو، تو در راه خدا آزادى.«٢٠٤»
نقل شده است كه دوبار غلامش را صدا زد و او جواب نداد و در نوبت سوّم كه صدا
«٢٠١» كشف الغمه ، ص ٢٠١، و ارشاد مفيد، ص ٢٤٠ و اعلام الورى ص ٢٥٥.
«٢٠٢» ارشاد مفيد ص ٢٤٠ و اعلام الورى ص ٢٥٦ و كشف الغمه ، ص ٢٠١.
«٢٠٣» ارشاد ص ٢٤ و ٢٤٢، كشف الغمه ، ص ٢٠٢. در ارشاد به جاى ((وضو بگيرد)) دارد: ((آماده نماز شود.))
«٢٠٤» ارشاد ص ٢٤٢، كشف الغمه ، ص ٢٠٢.