راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٢ - در بيان اخلاق و آداب غذا خوردن آن حضرت
كه هر جا مىرفت دولا مىكرد و رويش مىنشست.«١٨٤»
گاهى روى حصير بدون اين كه چيز ديگرى زيرش باشد، مىخوابيد.«١٨٥»
از جمله روش پيامبر صلى الله عليه و آله اين بود كه براى مركب، اسلحه و اشيايى كه داشت، نامى تعيين مىفرمود:
نام پرچمش، عقاب و نام شمشيرى كه در جنگها همراه داشت، ذو الفقار و شمشيرى داشت به نام مخذم و شمشير ديگرى به نام رسوب و ديگرى به نام قضيب. قبضه شمشيرش آراسته به نقره بود.«١٨٦» كمربندى از چرم داشت كه داراى سه حلقه از نقره بود و نام كمانش، كتوم و نام جعبهاش كافور و اسم شترش قصوا بود كه به آن عضبا مىگفتند و نام استرش دلدل و الاغش يعفور و نام گوسفندى كه شيرش را مىدوشيد عينه بود.
ابريقى سفالى داشت كه با آب آن وضو مىساخت و مىآشاميد، مردم بچههاى خرد سالشان را كه عقل و فهمى داشتند، مىفرستادند و آنها بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد مىشدند و كسى آنها را مانع نمىشد و آنها هر مقدار آب در ابريق مىيافتند، مىنوشيدند و به صورت و بدنشان مىكشيدند و بدان وسيله بركت و تبرك مىجستند.«١٨٧»
«١٨٤» ترمذى در ص ٢٣ الشمائل از حديث حفصه نقل كرده : پرسيدند: بستر پيامبر چه بود؟ گفت : پارچه خط دارى بود كه آن را دوبار، تا مى داديم و روى آن مى خوابيد. عراقى گويد: ابوالشيخ از حديث عايشه و ابن سعد در طبقات نقل كرده اند: زنى از انصار بر من وارد شد و ديد بستر رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) عبايى دولا شده است .
«١٨٥» اين حديث را طيالسى در ص ٣٦ و بخارى در ج ٣، ص ١٦٦ ضمن حديثى طولانى نقل كرده اند.
«١٨٦» طبرانى از حديث ابن عباس نقل كرده است كه : رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) شمشيرى به نام ذوالفقار داشت كه دسته اش از نقره بود و كمانى داشت كه آن را سداد مى گفتند و تيردانى داشت كه جمع نام داشت . و زرهى داشت كه اطرافش از مس بود به نام ذات الفصول ، و سرنيزه اى داشت كه به آن نبعه مى گفتند و يك نوع سپر داشت كه آن را دفن مى ناميدند و سپر سفيدى داشت كه به آن موجز، مى گفتند.
«١٨٧» صاحب تاريخ طبرى در ج ٢، ص ٤٢١ به اسناد خويش از محمّد بن سهل بن ابى حثه از پدرش نقل كرده ، مى گويد: نخستين اسبى را كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) مالك شد، اسبى بود كه در مدينه از مردى از بنى فزاره به ده اوقيه (١١٢ رطل ) خريد و نامش در بين مردم بيابان نشين فرس بود، رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) آن را سكب ناميد و آن نخستين اسبى بود كه فردى از مسلمانان سوار بر آن جنگيد. كسى از مسلمين جز آن اسب و اسب ابوبردة بن دينار، به نام ملاوح اسبى نداشت . و در آن كتاب به اسناد خويش از محمّد بن عمر نقل است كه مى گويد: از ابن ابى حثه راجع به اسب مرتجز پرسيدم ، جواب داد: اسبى است كه از مرد بيابانى خريدارى كرده كه خزيمة بن ثابت شاهد آن مرد و آن مرد از بنى مره بود. و در آن كتاب از عباس بن سهل از پدرش به نقل از جدش آمده است كه مى گويد: رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) سه اسب داشت به نامهاى لزّاز، ظرب و لخيف ، اما لزاز را مقوقس (پادشاه مصر) هديه كرد و لخيف را ربيعة بن ابى البراء هديه داده بود كه آن حضرت چندين شتر از شتران بنى كلاب را در برابر آن به او پاداش دادند و اما ظرب را فروة بن عمرو جذامى به او اهدا كرد و تميم