راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٤ - باب اوّل در وجوب و فضيلت امر به معروف و نهى از منكر و نكوهش ترك آنها
مىشدند و بعد به راه خود رفت، سپس چهارمى قيام كرد و گفت: خداوندا! اگر من آنها را نهى از منكر مىكردم نافرمانى مىكردند و اگر دشنام مىدادم، دشنام مىدادند و اگر با آنها مىجنگيدم بر من غالب بودند و بعد رفت. ابن مسعود مىگويد: از ميان شما نظير اين چهارمين نفر، با وجود اين كه مقام او پستتر از همه بود، نيز كم است! ابن عباس گويد «به رسول خدا عرض شد: آيا مردم قريهاى كه در ميان آنها افراد صالح وجود دارند، هلاك مىشوند؟ فرمود: آرى، گفتند: چرا يا رسول الله؟ فرمود: به دليل اين كه گنهكاران را مىبينند و در برابر نافرمانيهاى خداى عزّ و جل ساكت مىمانند.»«٣٠»
فصل
مىگويم: از طريق خاصه (شيعه) روايتى از امام باقر عليه السّلام در كافى آمده است كه مىفرمايد: «در آخر الزّمان گروهى مورد اطاعت ديگرانند كه در ميان آنها عدهاى نوخاستگان نادان ريا مىورزند و به زهد و عبادت خودنمايى مىكنند. امر به معروف و نهى از منكر را واجب نمىدانند مگر وقتى كه ايمن از ضرر باشند و براى يافتن راههاى جواز و بهانه در پى لغزشها و عمل نادرست دانشمندان هستند. تا وقتى به نماز و روزه رو مىآورند كه به جان و مالشان صدمهاى نزند و اگر نماز به فعاليتهاى مالى و بدنى آنها ضرر داشته باشد به يقين آن را ترك مىگويند همان طور كه بالاترين و ارزندهترين واجبات را ترك كردهاند، زيرا امر به معروف و نهى از منكر واجب بزرگى است كه بدان وسيله تمام واجبات انجام مىگيرد، آن وقت است كه خشم خداى تعالى بر ايشان كامل مىشود و عذابش همه را فرا مىگيرد و در نتيجه نيكان، در سراى تبهكاران و خردسالان، در خانه بزرگسالان از بين مىروند. براستى كه امر به معروف و نهى از منكر راه پيامبران و روش صالحان است واجبى است بزرگ كه بدان وسيله تمام واجبات به پا داشته مىشود و راههاى دين از بدعتها و انحرافها ايمن مىگردد و كسبها حلال مىشود و حقوق مردم بازگردانده مىشود و زمين آباد مىگردد و از ستمگران انتقام گرفته مىشود و امور
«٣٠» اين حديث را طبرانى در الكبير و الاوسط نقل كرده است ، در سلسله سند آن يحيى بن يعلى اسلمى وجود دارد و او ضعيف است ، همچنين » به طورى كه در مجمع الزوائد، ج ٧، ص ٢٦٨ آمده است » بزّاز نيز آن را روايت كرده است .