معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٥ - آيه ى ميثاق
ديگرى است حتّى بتپرست؛ اگر چه غفلت كرده و توجه به عالم ماده و اسباب مادى توجه او را به آن معرفت فطرى ضعيف كرده است، اما هنگامى كه در مقام پرستش برآيد و از راه دليل عقلى و از راه اِنذار انبياء، فطرت وى به او نموده شود؛ ديگر حق ندارد بگويد: من فكر كردم آفرينندهى آسمان و زمين بتى است كه از سنگ تراشيده شده است. وقتى توجه پيدا كردى به اين حقيقت كه بايد كسى را پرستيد كه نظام عالم از اوست و قوام عالم به اوست و تو او را قبلا ديدهاى و مىشناسى، حق ندارى بر كس ديگر تطبيق كنى، اين است كه ديگر عذر مقطوع است اگر بگويد: «اِنَّما اَشْرَكَ آبائُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنّا ذُريّةً مِنْ بَعْدِهِمْ» پدران ما مشرك بودند ما هم بچه بوديم و دنبال آنها رفتيم.
به آنها مىگويند: شما شعور داريد، قبلا خدا را شناخته بوديد، دلتان با او آشنا بود، شما حق نداشتيد بگوييد بتى كه از خرما و كشك ساخته شده؛ قابل پرستش است زيرا آن كسى را كه قابل پرستش مىباشد، شناختهايد و دل شما با او آشناست. اين است كه قطع عذر مىكند پس با اين آيه هم معرفت الله به عنوان خالق جهان و هم به عنوان رب جهان و هم به عنوان يگانه معبود قابل پرستش از راه علم حضورى و شهودى حاصل مىشود.
حاصل آنكه از اين آيهى شريفه استفاده مىشود كه خداشناسى فطرى به معناى علم حضورى و شهودى نسبت به خداى متعال براى همهى انسانها وجود دارد. نهايت اين است كه اين معرفت، نيمه آگاهانه است و عموم مردم در حالات عادى زندگى، توجّهى به آن ندارند و همين معرفت نيمه آگاهانه است كه در اثر قطع علايق مادّى و تقويت توجهات قلبى به سرحدّ آگاهى مىرسد و در اولياى خدا به پايهاى مىرسد كه مىگويند: «اَيَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ ما لَيْسَ لَكَ...[١] ما كُنْتُ اَعْبُدُ رَبَّاً لَمْ اَرَهُ»[٢] و شايد هدف بسيارى از آيات قرآن، توجه دادن به همين معرفت فطرى و آشنا كردن هرچه بيشتر دل با خدا باشد. مثلا در آيهى (٩٥) از سورهى انعام بعد از توجّه دادن به پديدهى حيات، مىفرمايد:
انعام / ٩٥: «ذَلِكُمُ الله فَأنيّ تُؤفَكُونَ».
گويا تأمل در پديدههاى زنده، دل را مستعّد مىكند كه دست خدا را در طبيعت ببيند و حضور او را بيابد. و همچنين پس از تذكّر دادن تعدادى از آيات الهى در آيهى (١٠٢) از همين سوره مىفرمايد:
انعام / ١٠٢: «ذَلِكُمُ اللهُ رَبُّكُمْ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ».
[١] مفاتيح الجنان، دعاى عرفه از امام حسين(عليه السلام). [٢] اصول كافى ج ١ ص ٩٨ (دارالكتب الاسلاميه).