معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥١ - ٢ ـ دفع شبهات
ملاحظه مىكنيد كه در بسيارى از اين آيات، از قيامت با «خروج» و «اخراج» تعبير شده و روشن است كه تعبير، كنايى و كنايه از زنده شدن پس از مرگ است.
امّا آنهايى كه در دلهايشان به تعبير قرآن «زيغ» و انحراف خانه كرده است؛ مىگويند منظور از اين خروج اينست كه انسان از بطن طبيعت، خارج مىشود!
روم / ٥٠: «فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللهِ كَيْفَ يُحْيِ الأَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْء قَدِير».
به آثار رحمت خدا بنگر كه چگونه زمين را پس از مرگ زنده مىكند، همانا اين چنين كس، نيز پس از مرگ مردهها را زنده مىتواند كرد و او بر هر كارى تواناست.
فاطر / ٩: «وَاللهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلى بَلَد مَيِّت فَأَحْيَيْنا بِهِ الأَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها كَذلِكَ النُّشُور».
و خداست كه بادها را مىفرستد تا ابرها را بپراكنند و مىراند آن ابر را به زمين مرده و با آن، زمين را پس از مرگ آن، زنده مىگرداند؛ رستخيز نيز همينگونه است.
فصّلت / ٣٩: «وَمِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الأَْرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْء قَدِير».
و از آيات او اينست كه زمين را شكسته[١] و از حال رفته مىبينى و چون باران بر آن بارانديم، جنب و جوش و بالندگى مىيابد؛ همان كس كه زمين مرده را زنده كرد، زنده كنندهى انسانهاى مرده نيز هست.
زخرف / ١١: «وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَر فَأَنْشَرْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ تُخْرَجُون».
آنكه از آسمان به اندازهى معيّن آب نازل مىفرمايد و با آن، سرزمين مردهاى را زنده مىكند، شما نيز همينگونه زنده مىشويد.
ق / ١١: «...وَأَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوج».
و به آن (آب) سرزمين مردهاى را زنده كرديم؛ خروج شما نيز همينگونه است؛ [پس هر دو، ممكن است].
مجموعاً از اين آيات در مىيابيم كه زنده شدن مرده، امر ممكنى ست. اسبابى مىخواهد كه خداوند فراهم مىفرمايد. آيات براى دفع اين شبهه است كه مادهى مرده قابل زنده شدن نيست؛ و جواب مىدهد كه قابل است.
[١] خشعت العين، يعنى چشمها رفته و بيحال شده.