معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٤ - دارودسته ى شيطان
برخى از روشنفكران از پذيرفتن اين موجودات، ابا كردهاند و اشكال و شبهههايى مىكنند ازاين قبيل كه چگونه چنين موجوداتى دارند در حاليكه هيچكس نمىتواند آنها را ببيند و يا اينكه چرا آنها ما را مىبينند و ما آنها را نمىبينيم؛ ممكن است به ما آزار برسانند و چنين مىپندارند كه جنّيان همان انسانهاى اوليهاى بودهاند بين ميمون و انسان و يا برخى حتّى مىگويند منظور از جنّ انسانهاى وحشى در عمق چنگلهاست.
در پاسخ آنها بايد گفت: سادهترين راه جواب: تجربههايى است كه در اين زمينه به وقوع پيوسته است. هم اكنون نيز كسانى وجود دارند كه «تسخير جنّ» مىكنند.
ثانياً از نظر علمى نيز قابل توجيه است زيرا در اين گيتى بزرگ، بسيار چيزها وجود دارد كه براى ما قابل رؤيت نيست مثل الكترونها، فوتونها و امواج الكترونيكى و نورهاى ماوراء بنفش و پرتوابكس و امثال آنها كه قابل رؤيت نيستند امّا دانش، وجود آنها را اثبات كرده است. پس صرف اينكه با حواس خود نمىتوانيم آنانرا حس كنيم دليل «نبودن» آنها نيست.
و اگر ايراد شود كه پس چگونه گاهى ادّعا مىشود كه مىتوان جنّ را ديد؛ پاسخ مىدهيم كه اشخاص وجود دارند كه در اين مسائل، كار كردهاند و ادّعا مىكنند كه اينان، پديدههايى بسيار لطيفى هستند كه يارايى انبساط و انقباض خويش را دارند. در حالت عادى در حال انبساطند و لذا قابل بساوايى و ديدن نيستند ولى اگر منقبض گردند؛ مىتوان آنان را ديد و لمس كرد.[١]
پس به صرف «نديدن» نبايد وجود آنانرا ردّكرد يا چون برخى عارف مسلكان و بعضى صوفيان حمل بر مجرّدات نمود. اين موجودات مادّى هستند و از آتش آفريده شدهاند و در زمين زندگى مىكنند و حتّى غذا مىخورند امّا چون لطيفند خوراك محدود و ويژهاى دارند.
بارى، هنگامى كه قرآن عظيم و سترگ، آفريننده و مدبّر گيتى؛ از وجود آنها خبر مىدهد؛ جاى ترديد در وجود آنها باقى نمىماند.
[١] از برخى از موثّقان و بزرگان نقل شده است كه بعضى از جنّ حتى مقلّد مراجع بودهاند و مسائل خود را از آنان مىپرسيدهاند مثل مرحوم حاج ميرزا حسين حاج ميرزا خليل از مراجع صدر مشروطيت كه يكى از جنّيان به صورت شخص عادى در سرداب منزل بحضور ايشان مىرسيده و مسائل مربوط را از ايشان مىپرسيدهاند.
و از جمله مسألهى خوردن بازماندهى غذاى انسان را پرسيده بودهاند. البتّه اين قضايا همانطور كه اشاره شد به نقل از اشخاص موثّق ولى براى هيچكس يقين آور نيست و فقط براى رفع استبعاد، ذكر مىشود زيرا همانطور كه در متن خواهيم گفت: وقتى قرآن مىفرمايد؛ نبايد گفت خيالات است.