معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٣ - ٧ ـ گياهان ويژه
سازگار نيست. بنابر بينش قرآن، ارادهى خدا در عرضِ اسباب مادّى كار نمىكند بلكه در طول آن است ارادهى خدا به هر چيز حاكم است و برتر از همهى اسباب ماده است. و تأكيد بر فاعليّت الهى بمعناى نفى اسباب مادّى نيست قرآن كريم تأكيد فرموده است كه بينديشيد خدا چگونه اين جهان را آفريده و چه ويژگيهايى در اشياء قرار داده كه مىتواند از زمين و آب واحد، آثار مختلف برآورد، و از اين راه به قدرت و حكمت او پى ببريد.
انعام / ٩٩: «َهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَيْء فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراكِباً وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ وَجَنّات مِنْ أَعْناب وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمّانَ مُشْتَبِهاً وَغَيْرَ مُتَشابِه؛ انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذلِكُمْ لآَيات لِقَوْم يُؤْمِنُون».
اوست كه از آسمان؛ آبى را فروفرستاده؛ پس برآورديم با آن هرگونه گياه را و برآورديم از آن سبزينهاى كه از وى انبوه دانه بيرون مىكشيم و از شكوفهى خرما، خوشههايى در دسترس و چيدنى، و تاكستانها و زيتون و انار؛ همانند و ناهمانند؛ بنگريد به ميوهى آن چون به ثمره مىنشيند و (چگونگى) رسيدن آن. همانا در اين همه،نشانههايى است براى كسانى كه ايمان دارند.
در اين آيات نكتههاى دقيق ادبى وجود دارد: برپيشانى آيه ضمير غايب هُو آمده است و بعد با ضمير متكلّم
جمع مىفرمايد فَاَخْرَجنا كه التفات از غيبت به متكلّم است. گويا نكته اين باشد كه به هنگام فرد آمدن آب از آسمان، به آسانى به زودى نمىتوان پى برد كه اين كار خداست و دور از ذهن و نيازمند به برهان و استدلال است امّا هنگام روييدن و باليدن گياه، دست خدا روشنتر به چشم مىآيد؛ اين يك حقيقت است كه در موجودات زنده، پيدايش حيات و آثار حيات، بسيار زودتر انسان را متوجّه خدا مىكند تا در جمادات. اگر با دلى زلال، به رويش يك گياه بنگريم و دقّت كنيم؛ بسيار زود متوجّه خدا خواهيم شد. قبلاً ياد آور شدهايم كه شايد ذكر برخى آيات براى بيدار كردن انسان و به آگاهى رساندن معرفت فطرى و ناآگاهانه او باشد.
«حيات» چيزى شگرف و معجزه آساست؛ امّا چون دائماً در كنار آن هستيم و بدان خو گرفتهايم اين؛ ظاهراً جلال خود را از دست داده است. در يك تخم گل، گاهى به ريزى نقطهاى، بيش از يك سلسله عناصر و خواصّ مادى وجود دارد كه در ساير مادّهها نيست. با اينكه اجزاء آن در ساير ماديات وجود دارد. همين تخم گل هنگامى كه در زمين كاشته مىشود؛ بخشى از آن كه ريشه است در زمين فرو مىرود و پارهاى ديگر كه ساقه؛ از زمين بيرون مىآيد و هرگونه تخم گل را و هر گياه ديگر را بكاريد؛ همينگونه خواهد بود. و چنين